هرچند نبینی تو ولی ملت ایران ..شیریست که بر پرچم خورشید نشان است

۱۳۹۰ مرداد ۲۵, سه‌شنبه

جناب دکتر خزعلی! پوزش خواهی نمی‌‌کنم و به دنبال پاسخم.

پیش نوشت- لطفا به تاریخ این نوشته توجه بشود که در زمان آزادی جناب خزعلی نوشته شده بود. بطور حتم من هم مانند بسیاری دیگر امروز چشم به راه آزادی ایشان و نگران سلامتی‌‌شان هستم.
 
ده‌ها لینک از مهدی خزعلی در بالاترین آمد که  خوشحال از آزادی‌شان بودند. خبر آزادی دکتر خزعلی هم چون هر کسِ دیگری که به جرم اندیشیدن و نوشتن به حبس افتاده است شیرین بود. بیست و چند روز در اعتصاب غذا بودند که از چهره تکیده‌شان اندک از زجری که در زندان کشید را می‌‌شد حس کرد. گرچه بر زیر پرچم خرچنگ نشان جمهوری اسلامی می‌‌نشینند و با ظاهری که تفاوتی‌ با ذوب شدگان نظام ندارد عکس می‌‌اندازند و می‌‌نویسند که به دست بوسی پدرشان رفتند، همان پدر ضدّ ایرانی‌ و مرتجع که گفت نوروز را باید برداشت و ایرانیت را منسوخ کرد!

پدر از پسر برائت جست  ولی‌ انتقادی به ساحت (آیت الله) خزعلی نمی‌ رود جز اینکه بگوید: "هر چند به عنوان پدر دست و پای معظم له را می بوسم، اما به عنوان یک فقیه و حافظ قرآن و نهج البلاغه انتظار دارم که سخن مخالف را بشنوند". حرمت پدر واجب است و ولی‌ در مورد ایشان که نشان از نام خانوادگی دارند و با واسطه پدر هم فیض هایی بردند، شرط ایجاب می‌‌کند که موضع گیری کنند.

سری‌ به وبسایت پر طرفدارشان میزنم و زندگی‌ نامه را می‌‌خوانم. با شور و هیجان از مبارزات خود با سربازان شاه در عنفوان جوانیاش می‌‌گوید که‌ای کاش امثالشان "صدای انقلاب شاه" را می‌‌شنیدند و به سوگند "مرغ طوفان" ایمان می‌‌آورد‌ند. ولی‌ نه! ایشان می‌‌گویند که: "امام فرموده اند ، نباید میدان را خالی کنیم آنها شیر می شوند". از خاطرات‌شان در کوران انقلاب ۵۷ می‌‌گویند که: " آنان جملگی خود را وقف اهداف اسلام و امام زمان روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداه نموده بودند.  عشق به امام زمان(عج) یادگاری بود که به تمامی آموختگان علوی اهداء می شد.  اینجانب مفتخرم که فارغ التحصیل مدرسه علوی هستم".

و حتی یک کلمه -بله حتی یک کلمه- از سربازان راستین انقلاب نمی‌‌گویند که بر بالای پشتِ بام این مدرسه تیر باران و سلاخی شدند و امثال پدرشان (که در آن زمان عضو فقهای شورای نگهبان بودند) به امام‌شان اعتراضی نکرد که گفته بود: "شما هم برای خودتان این کار را بکنید، رها بکنید این را، خیال نکنید که اگر رها کردید ما می‌آییم شما را به دار می‌زنیم. این چیزهایی است که شماها یا کسان دیگر درست کرده‌اند والا این همافرها و این درجه دارها و این افسرها که آمدند و متصل شدند، ما با کمال عزت و سعادت آنها را حفظ می‌کنیم و..".

 دختری از خانواده روحانی و به قول خودشان "از خانواده جلیل القدر روحانی و مهد اجتهاد و تقوی - حضرت آیت الله سید محمد مهدی موسوی بجنوردی –" را به همسری بر می‌‌گزینند تا زنجیرهٔ ده هزار فامیل جمهوری از هم نپاشد و مهره‌های قدرت همه به هم بپیوندند (بی‌ آنکه قصد توهینی به همسر محترمشان داشته باشم). * 

مجهولات در مورد جناب دکتر بسیاراند که "هویت" را  آشکار ساخته بود و گرچه پاسخی هم ندادند و انگار بیش از حد در مورد ایشان خبر رسانی می‌‌شود. نه اعتقادی به سکولاریسم دارند و نه اندیشه بازی برای بحث دینی. بعید می‌‌دانم که با آزادی کامل مذاهب موافقتی داشته باشند که وقتی‌ (آیت الله) وحید خراسانی از تبلیغات ظاله (!) مسیحیت و گمراه شدن بچه مسلمانان شیعه در ایران می‌‌گویند فریاد شادی بلند می‌‌کنند و "نهنگ خراسان" می‌‌خوانند شان (از اینجا بخوانید). گفته بودند که تساهل و تسامح با دین فروشی دو لبهٔ قیچی می‌ شوند که دین و ایمان مردم را نشانه می‌‌روند و البته سکولاریسم را هم مساوی با دین ستیزی می‌‌دانند.

بی‌ جرم نکرده به حبس شدند و تنها گناهش اندیشیدن و نوشتن است.طرفدار بسیار دارند و وبسایتشان پر خواننده است و اگر انتخابات آزادی برگزار شود حتما رای بالایی می‌‌آورند که صلاحیت‌شان را برای مجلس شورای اسلامی و ریاست جمهوری تایید نکردند.  ولی‌ از ایشان که سودای سیاست و دولتمردی دارند چند پرسش دارم که شاید برای بسیاری هم باشد:

- نظر صریح ایشان در مورد سکولاریسم و شکل حکومتی مورد نظر ایشان (باتوجه به اینکه اصلاح طلبان را هم خطر می‌‌دانند).
- نظر ایشان در مورد حجاب با توجه به دستورات صریح قرآن **
- نظر ایشان در مورد پرچم ایران.
- نظر ایشان در مورد عملکرد پدر در اوایل انقلاب و دهه شصت و دوران طلایی امام
- آیا برای ایشان هم رضا پهلوی خط قرمز است (که جناب اردشیر
امیر ارجمند چنین گفتند)؟ در مورد دیگر اپوزیسون ‌های نظام چه نظری دارند؟
- نظر ایشان در مورد آزادی مذاهب و تبلیغ برای ایشان.

برای امروز بس است!


* بله؛ هزار فامیل، اشراف! و اریستوکراسی مملکت. به پیوند‌های خانوادگی سران نظام و حتی طیف موسوم به اصلاح طلب نگاه کنید: فلان خانواده, دختر خود را عروس فلان آیت الله می‌کند و دیگر خانواده ای، دختر از وکیل و وزیر و یا خانوادهٔ آیت الله خمینی و آیت الله خامنه‌ای خواستگاری می‌کند؛ جدیداً هم که باند تازه به دوران رسیده احمدی نژادی آمده است. مثلا داماد محمد خاتمی،  ازخانواده آیت الله صادق خرازی انتخاب شد؛ صادق خرازی که خود برادر زن آیت الله خامنه‌ای است و پسر برادرش، داماد خامنه‌ای نیز است. در ادامه خواهر خاتمی (بی‌ بی‌ مریم) همسر امام جمعهٔ یزد شده است که خود ایشان پدر زن برادر زاده هاشمی‌ بهرمانی و امام جمعه رفسنجان است. همسر محمد خاتمی (خانم زهره صادقی) و همسر سید احمد خمینی (خانم فاطمه سلطانی طباطبائی) هم دختر خاله اند و بیشتر از این، محمد خاتمی (فرزند آیت الله روح‌الله خاتمی)  با  آیات عظام (!)  بجنوردی،  صدر،  اشراقی و طاهری نیز فامیل است. مرحوم میر اسماعیل-پدر میر حسین موسوی- پسر عمّهٔ‌ پدرعلی‌ خامنه‌ای, علی‌ لاریجانی داماد آیت الله مطهری, حداد عادل پدر عروس آقا! و دختران آیت الله هاشمی‌ بهرمانی عروس آیت الله لاهوتی هستند; دختر خامنه‌ای عروس رئیس دفترش گلپایگانی و پسرانش داماد آیت الله خوشوقت و آیت الله صادق خرازی شده اند و بسیاری دگر که از حوصلهٔ این بحث خارج است. این سلسله ازدواج‌های درون فامیلی, خانواده‌های دیگر سران رژیم را هم شامل می شود و در نهایت خانوادهٔ بزرگ سیاسی-مذهبی‌ حاکم بر ایران را تشکیل می دهند. شاید شبیه سیستم طبقاتی دوران ساسانی که کشاورزان و طبقهٔ کارگر و رعایا در خود زاد و ولد می کردند و خون اشراف (!) هم  با طبقهٔ فرو دست جامعه مخلوط نمی‌‌شد. 


** از حجاب دختران فوتبالیست ایرانی‌ تا پدیده سانسور در رسانه‌‌های سبز

توضیح واضحات- این مقاله در پی‌ نوشته‌ای آمد که در وبلاگ "دودوزه" منتشر شد که نویسنده از جناب خزعلی پوزش خواهی می‌‌کند. دوست گرامی‌، دودوزه، در مورد درستی‌ خبر اعتصاب غذای مهدی خزعلی شک کرده بودند که پوزش خواستند.


لینک نوشته در وبسایت بالاترین

۵ نظر:

  1. سلام دوست عزیز
    متن زیبایی نوشته اید ولی انتقادی به آن دارم.
    آشنایی من با مهدی خزعلی به بعد از انتخابات 88 برمیگردد. ولی از آن هنگام کل وبلاگ ایشان را زیر و رو کرده ام.
    من هم با ایشان به لحاظ مفهومی و اعتقادی اختلاف های زیادی دارم ولی با توجه به متنی که شما نوشته اید و سوالاتی که در پایان مطرح کرده اید فکر می کنم شما نوشته های وبلاگ مهدی خزعلی را تا حد خوبی نخوانده اید.
    قصد دفاع از او را ندارم ولی می خواستم اشاره کنم که او در وادی دیگری سیر می کند که با مسائلی که مطرح کرده اید همخوانی ندارد.
    با تشکر

    پاسخحذف
  2. خوب یعنی چی همه باید مثل شما فکر کنند کسی حق نداره برای خودش خط قرمز بزار این تفکر کاملا دیکتاتوری مهم قبول کردن اصول دمکراسی است و الا در مصداق افراد ازادند حتی می تواند به ولایت فقیه اعتقاد داشته باشد یا به شاه

    پاسخحذف
  3. بله! ایرادی نیست که ایشان خط قرمز داشته باشند و تنها پرسیدم که بیانش کنند.

    پاسخحذف
  4. این نظر توسط یک سرپرست وبلاگ حذف شد.

    پاسخحذف

تمام نظرات را می‌‌خوانم و اگر سخن تازه‌ای باشد، پاسخ می‌‌دهم. تنها خط قرمز "خورشید نشان"، ناسزا گویی و آوردن واژگان توهین آمیز است که با پوزش بسیار، حذف می‌‌شوند; و بجز آن، پذیرای هر اندیشهٔ مخالفی هستم. از خوانندگان گرامی‌ خواهش می‌‌کنم که از باز کردن "لینک" هایی که در بخش گفتمان‌ و بوسیلهٔ کاربران ناشناس گذشته شده است خود داری کنند که برخی‌ از آنها مشکوک به آلودگی "تروجان" و "بد افزار" هستند!