آقای خزعلی! به جرم ناکرده به زندان افتادید و از حق آزادی بیان و اندیشه،
دفاع جانانهای تا سرحد مرگ کردید و به هر طریق هم که بخشیده شده باشید،
سرفرازید. گرچه تمام اینها سبب نمیشود که نپرسم و نقدتان نکنم که چرا صحبت
از دعوت به رای دادن در انتخابات مجلس شورای اسلامی کرده اید. (از وبلاگ مهدی خزعلی)
می گویید که آنقدر باید تکرار کرد و تکرار کرد که صدایمان را بشنوند. ولی
چه خیال باطلی! شک کردم که مگر شما در داخل ایران نیستید و نبودید و ندیدید
آن خسرانی که بر جان و جهان ایرانیان رفت و داغدار شدند و از خانهشان کوچ
داده شدند و عذاب کشیدند؟ اما شما هنوز خود را متعهد به چارچوب قانون اساسی و به زیر پرچم جمهوری
اسلامی میدانید که مبادا متهم به قانون شکنی و رادیکالیسم شوید!
ایران دستخوش تلخترین سالهای روزگار است و میرود که آنچه از زحمات ما و اجدادمان برپا شده است، به یک شب نابود شود و بر خرابه هایمان گریان بنشینیم.
کشور در معرض خطر تجزیه است و اقتصاد ویران شده است و هنر و فرهنگ را به
نابودی کشاندند و روز به روز است که هر کسی که بتواند، جانش را از قفسی که به نام
ایران ساخته اند نجات میدهد و از کاشانه اش کوچ میکند.
در اینحال راهکار شما برای برون رفت از این اوضاع تاریک، همان اصلاحات است
که سالها است چنان میکنیم و نشد و نخواهد شد که دیدیم آخرین روزانه آن را
هم در "دماوند" بستند و اتمام حجت کردند. می گویید:
ما خطایی مرتکب نخواهیم شد و از هر روزنه ای برای بیان سخن حق بهره می جوییم، یکبار با رفتن به سینما و دیدن " جدایی نادر از سیمین" یک بار با ندیدن " اخراجی ها" یک بار با انتخاب گزینه سوم در "برنامه۹۰" در همه این ها می خواهیم از کمترین ظرفیت های باقی مانده برای اعلام موجودیت و اعتراض مسالمت آمیز مدنی بهره گیریم!
دکتر عزیز! کاش نمک بر زخمها نمیپاشیدید و همانها که چشم به راه آزادی
شما بودند و در دل دعایتان میکردند را به "انفعال" محکوم
نمیکردید. همه هزینه دادند و میدهند و البته "زید آبادی"ها و "نسرین
ستوده"ها هم هستند که به جرمی مشابه چون شما به حبس افتاده اند و هنوز هم
به جرم ناکرده در بندند. البته آنها از فرزند بودن پدری قدرتمند چون ابوالقاسم خزعلیِ عضو سابق شورای نگهبان و خبرگان رهبری فعلی، بی بهره اند که کمکی به
آزادیشان کند. گرچه منسوب بودن به امثال ایشان هم افتخاری نیست، پدری
مرتجع و ضد ایرانی که میگوید نوروز را باید حذف و ایرانیت را منسوخ کرد.
می گویید که نباید "فرصت سوزی کرد" و با نماینده اول شدن "علی مطهّری" در
حوزه تهران، به نابرابریها و بی عدالتیها اعتراض کنیم، چرا که ایشان "تنها
صدای" اعتراض مجلس هشتم بود!
دکتر عزیز! جریان سوال از ریاست جمهوری که همین جناب مطهری بانی آن بود را
شنیده اید؟ هم ایشان که اگر شرافتی برای مجلس مانده بود را هم بادبان کرد و
چنان ضعیف عمل نمود که احمدی نژاد وقیح هم لب به تمسخرش گشود. آقای مطهری همان اند که گفت که در انتخابات ریاست جمهوری ۸۸،
تقلب نشد و البته در حوادث پس از آن مردم هم مقصر بودند. (منبع +)
ایشان
همان اند که ایرادش به احمدی نژاد از مکتب ایرانی گفتن است و مخالفت با
طرح حجاب و عفاف!علی مطهری جشنهای نوروز را یادآور جشن های ۲۵۰۰ ساله
شاهنشاهی ایران می داند و می گوید که هم اکنون تز مکتب ایرانی، انقلاب
اسلامی را تهدید میکند. (منبع +)
دکتر خزعلی! از اندیشههای شما آگاهیم و میدانیم که نه اعتقادی به سکولاریسم دارید و نه اندیشه بازی برای بحث دینی.
بعید میدانم که با آزادی کامل مذاهب موافقتی داشته باشید که وقتی
(آیت الله) وحید خراسانی از تبلیغات ظاله (!) مسیحیت و گمراه شدن بچه
مسلمانان شیعه در ایران میگویند، فریاد شادی بلند میکنید و "نهنگ
خراسان" میخوانید شان (از اینجا بخوانید).
گفته بودید که تساهل و تسامح با دین فروشی دو لبهٔ قیچی می شوند که دین
و ایمان مردم را نشانه میروند و البته سکولاریسم را هم مساوی با دین
ستیزی میدانید.
ولی کاش شما را با پدرتان توصیف نکنند همچنان که "علی مطهری" چنان شد و او را
همان متحجری دانستیم که پدرش بود که پسر شمشیر به برداشتن نوروز کشید و
پدر، چهار شنبه شوری را سنت احمقها دانست.
دکتر خزعلی عزیز! باور کنید که اصلاحات رژیم مرده است و شما میخواهید جنازه آن
را بر دوش بکشید. میخواهید به ۶۳% تعطیل شده قانون اساسی برسید و البته
یک نظام دینی خوب. ولی نیت شما خوب و شایسته هم که باشد یک پرسش میماند و آن خوب به ناحق
ریخته "ندا"ها و "سهراب"ها است که در متن شما به آن اشارهای نرفت!
*کاریکاتور از رادیوزمانه





