هرچند نبینی تو ولی ملت ایران ..شیریست که بر پرچم خورشید نشان است
‏نمایش پست‌ها با برچسب سوریه. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب سوریه. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۲ شهریور ۶, چهارشنبه

آینده سوریه و منافع درازمدت ایران؛ ابهام در صحت بکار رفتن سلاح شیمیایی بدست رژیم دیکتاتوری اسد!

اثر مانا نیستانی
دیدن فیلم چند دقیقه ای که کودکان در حال جان دادن را بر تخت درمانگاه نشان می داد البته برای هر انسان سالم النفسی دردناک است. گرچه در همین فیلم چند دقیقه ای سبب ساز آرایش جنگی فوری امریکا و بریتانیا ابهاماتی هم وجود دارد. در جنایتکار بودن رژیم بعث سوریه و شخص بشار اسد شکی نیست ولی آیا استفاده از سلاح شیمیایی توسط ارتش آن کشور که مجهز به سلاح های پیشرفته متعارف است در زمانی که به پیروزی هایی هم دست یافته بود ابهام برانگیز نیست؟ استفاده از سلاح شیمیایی که به کرات توسط امریکا و متحدانش خط قرمز قلمداد شده بود و تهدید به حمله نظامی یکجانبه در صورت بکارگیری آن کرده بودند.

ابهام زمانی بیشتر می شود که حتی پیش از اعلام گروه تحقیق سازمان ملل که به محل اعزام شده بودند، رییس جمهوری آمریکا و نخست وزیر بریتانیا رسما رژیم سوریه را متهم   به استفاده از آن کردند و ارتش های این دو کشور آرایش جنگی گرفتند و به سمت دریای مدیترانه گسیل شدند. این در حالی است که تحقیقات دقیق سازمان ملل می تواند صحت این ادعا را ثابت کند بخصوص که در فیلم یاد شده، هیچ کدام از یاری دهندگان در درمانگاه، لباس حفاظتی یا ماسک تنفسی نداشتند و به طور حتم در صورت صحت حمله شیمیایی، خود آنان هم آلوده شده اند و شناسایی آن افراد و آزمایش از آنان به آسانی ممکن است. بدترین تصوری که می توان کرد این می تواند باشد که حمله شیمیایی، توطئه ای برنامه ریزی شده و برای دادن بهانه به امریکا و متحدانش برای دخالت خارجی و به بهانه کشته شدن نزدیک به ۳۰۰ انسان بی گناه صورت گرفته باشد که این ادعا هم قابل بررسی است.

از سوی دیگر به عنوان یک ایرانی، در جریانات سالهای اخیر سوریه بجز جانبه انسانی آن باید منافع کشورم و سود و زیان دهی حمایت یا عدم حمایت از حمله ممالک غربی به سوریه را هم در نظر بگیرم. متاسفانه رابطه گسترده رژیم اسلامی و سوریه نه تنها با منافع جمهوری اسلامی عجین شده است که منافع ایران در سالهای آینده را هم می تواند تحت الشعاع قرار دهد. ایران (ایرانیان) همین امروز هم به دلیل حمایت همه جانبه رژیم حاکم بر ایران از رژیم اسد در سالهای اخیر، مورد شماتت که حتی نفرت نیروهای مخالف دولت سوریه است. 

آنچه که شاید حتی برای ما ایرانیان مهم جلو نمی کند، تکلیف میلیاردها دلار کمک‌های بلاعوض و سرمایه گذاری جمهوری اسلامی در سوریه (به قولی به  بیش از ۱۹ میلیارد دلار)  است*. این نگرانی وجود دارد که پس از آزادی این کشور از دست بشار اسد، دولتمردان جدید آن کشور (که لزوما هم دموکرات نخواهند بود!) از زیر بار پرداخت معوقات خود به ایران سرباز زنند و آن را به حساب شریک بودن جمهوری اسلامی با بعثیان سوری بگذارند؛ همانطوری که برهان غلیون -رییس اسبق شورای ملی معترضان سوریه- ‌ گفته بود که چنانچه این شورا بتواند در سوریه به قدرت برسد، روابط دمشق با ایران را قطع خواهد کرد. (+) آتش زدن پرچم های جمهوری اسلامی (از اینجا ببینید) به دست مردم سوریه یا اصرار این شورا بر اشتباه بکار بردن نام خلیج همیشه فارس این نگرانی را هم ایجاد می کند که در بودن حس تنفر از دولتمردان جمهوری اسلامی، منافع ملی ایرانیان  در فردای تغیر رژیم سوری آسیب جدی  ببیند.
 

* یکی از قرارداد های ترکمانچای رژیم جمهوری اسلامی با سوریه در سال ۱۳۷۸ بود که در آن بدهی های میلیاری سوریه به اقساط ده ساله تقسیم شده است و پرداخت آن هم با واحد پول سوری (لیره) و بدون کارمزد انجام شود. این تمام قرارداد نبود که ایران تعهد کرد که از اعتبار اقساط طلب هایش، در خرید زمین و ساختمان سفارت، محل اسکان سفیر، ساخت بیمارستان، مدرسه و مرمت و نگهداری اماکن مذهبی در سوریه صرف کند. این حاتم بخشی یعنی اینکه حساب تسویه بجای ایران (کشور طلبکار) در نزد بانک مرکزی سوریه (کشور بدهکار) ایجاد شده بود. (+) این حساب ها سوا از میلیاردها دلار کمک بلاعوض دولت ایران به سوریه با  فروش نفت ارزان قیمت و رایگان و ارسال تجهیزات نظامی بوده است. 

 

۱۳۹۱ تیر ۲۴, شنبه

سرنوشت قرارداد های ترکمانچای جمهوری اسلامی با سوریه!


زنگ پایان رژیم بعث بشار اسد با حمایت قاطع کشورهای غربی از شورای ملی سوریه و خروج بیش از پیش دولتمردان و ارتشیان بلند مرتبه از دستگاه حکومتی در ادامه کشتارهای مداوم مردم بیگناه آن کشور به صدا درآمده است. شکی در تغیر رژیم سوریه نیست و مساله، تنها زمان آن و نگرانی از کشتارهای بیش شهروندان آن کشور است. 

از سوی دیگر، آنچه که شاید حتی برای ما ایرانیان مهم جلو نمی کند، تکلیف میلیاردها دلار کمک‌های بلاعوض و سرمایه گذاری جمهوری اسلامی در سوریه است. این نگرانی وجود دارد که پس از آزادی این کشور، دولتمردان جدید از زیر بار پرداخت معوقات خود به ایران سرباز زنند و آن را به حساب شریک بودن جمهوری اسلامی با بعثیان سوری بگذارند؛ همانطوری که برهان غلیون -رییس پیشین شورای ملی معترضان سوریه- ‌ گفته بود که چنانچه این شورا بتواند در سوریه به قدرت برسد، روابط نظامی دمشق با ایران را قطع خواهد کرد. (+)

آتش زدن پرچم های جمهوری اسلامی (و البته نه ایران!) بدست مردم سوریه این نگرانی را هم ایجاد می کند که در بودن حس تنفر از دولتمردان جمهوری اسلامی، منافع ملی ایرانیان  در فردای تغیر رژیم سوری آسیب ببیند. 

پی نوشت- وبلاگ "سر به مهر" به قرارداد ترکمانچای رژیم جمهوری اسلامی با سوریه در سال ۱۳۷۸ اشاره می کند که بدهی های میلیاری سوریه به اقساط ده ساله تقسیم شده است و پرداخت آن هم با واحد پول سوری (لیره) و بدون کارمزد انجام شود. این تمام قرارداد نبود که ایران تعهد کرد که از اعتبار اقساط طلب هایش، در خرید زمین و ساختمان سفارت، محل اسکان سفیر، ساخت بیمارستان، مدرسه و مرمت و نگهداری اماکن مذهبی در سوریه صرف کند. این حاتم بخشی یعنی اینکه حساب تسویه بجای ایران (کشور طلبکار) در نزد بانک مرکزی سوریه (کشور بدهکار) ایجاد شده بود. (+) این حساب ها سوا از میلیاردها دلار کمک بلاعوض دولت ایران به سوریه با  فروش نفت ارزان قیمت و رایگان و ارسال تجهیزات نظامی بوده است. 

*کاریکاتور از مانا نیستانی

۱۳۹۰ اسفند ۱۷, چهارشنبه

قمار بزرگ جمهوری اسلامی در سوریه، فلسطین و لبنان؛ برگ بازنده برای ملت ایران


گروه فلسطینی حماس می گوید در صورت جنگ بین ایران و اسراییل، از ایران حمایت نمی کند. پیشتر از آن حماس از حمایت رژیم بشار اسد سرباز زد و طرف مردم سوریه را گرفت. (منبع +)

در پاسخ، جمهوری اسلامی کمک های مالی خود به حماس را قطع کرد که کمکهای ماهیانه ۲۳ ميليون دلار در ماه را نيز در بر می گيرد. (منبع +)

البته حق هم دارند و بگفته خودشان استراتژی آنها دفاع از منافع مردم فلسطین است و همین دلیل می‌‌شود که از رژیم‌های ایران و سوریه فاصله بگیرند و به کشور‌های عربی‌ ثروتمند منطقه نزدیکتر شوند.

این بار نخست نیست که جمهوری اسلامی از نزدیکترین همپیمانان خود نارو می‌‌خورد. حماس همان گروه فلسطینی بود که پس اعدام صدام جنایتکار، برایش مجلس ختم گرفت و عکس‌هایش را بالا برد. برای آنها البته مهم نبود که بیش از یک ملیون ایرانی‌ در جنگی تحمیلی با دیوانهٔ تکریتی کشته و زخمی شدند که آنها کمک مالی و نظامی صدام به خود را به خاطر می‌‌آوردند.

حال باید دید که با تغییر رژیم جمهوری اسلامی، حماس و حزب‌الله چه موضعی می‌‌گیرند و آیا عکسهای‌‌ سران آن را چون صدام به دیوار خواهند زد؟  یا مسایل برای آنها هنوز عربی‌- ایرانی‌ بودن است؟! همانطوری که پس از ۳ دهه باج دادن جمهوری اسلامی به سوریه، دولت دمشق همچنان جزایر تنب و ابوموسی را متعلق به اعراب، و خلیج فارس را "عربی" می نامد و فلسطین و لبنان هم چنان می‌‌کنند.

از سوی دیگر، تکلیف میلیاردها دلار کمک‌های بلاعوض و سرمایه گذاری جمهوری اسلامی در آن کشور‌ها چه می شود؟ این نگرانی در مورد سوریه بیشتر است که پس از آزادی این کشور، دولتمردان جدید از زیر بار پرداخت معوقات خود به ایران سرباز زنند و آن را به حساب شریک بودن جمهوری اسلامی با بعثیان سوری بگذارند. همانطور که پس از رفتن صدام حسین و شاخه عراقی حزب بعث شد و در عراق آزاد هم، خبری از پرداخت غرامت جنگ با ایران نیست.

لینک نوشته در وبسایت بالاترین

۱۳۹۰ آذر ۱۲, شنبه

حساب پرداخت میلیارد‌ها دلار کمک ایران به سوریه چه خواهد شد؟!


برهان غلیون رییس شورای ملی معترضان سوریه ‌می‌گوید چنانچه این شورا بتواند در سوریه به قدرت برسد، روابط نظامی دمشق با ایران را قطع خواهد کرد و مانع از رسیدن اسلحه از راه سوریه به حماس و حزب الله خواهد شد (منبع رادیوفردا).

تظاهرات مردم  سوریه را می‌‌بینیم که پرچم جمهوری اسلامی (و نه ایران!) و روسیه و چین را آتش زدند و نفرتشان را نسبت به دولتمردان این کشور‌ها نشان دادند (از اینجا ببینید)؛ همان کشور‌هایی‌ که ازخونخوار سوری حمایت می‌‌کنند و مانع تصویب قطعنامه‌های فلج کننده در شورای امنیت و سازمان ملل می‌‌شوند. وقاحت تا به آنجا رسید که گزارش شد کمک‌های جمهوری اسلامی به سوریه نه تنها شامل سلاح و تجهیرات سرکوب می‌شود بلکه ابزار پیچیده نظارت را نیز در بر می‌گیرد و تجهیزات ارسال شده از ایران به حکومت سوریه کمک می‌کند تا مشخصات مربوط به فیس‌بوک و توئیتر مخالفان را ردیابی کنند. (منبع)

۱۳۹۰ خرداد ۲۸, شنبه

بمباران شهر "رستان" سوریه و رژیم هایی که به مردمان خود هم رحم ندارند!

گزارشها از قساوت‌ و وحشیگری و قتل عام و کشتار مردمان در تاریخ بسیار ثبت شده است که یادآوری‌شان هم مو بر تن راست می‌‌کند. گرچه کشتار دسته جمعی‌ و تصفیه نژادی و قومیتی مردمان همخون و هموطن پدیده نادرتری است و کمتر اتفاق می‌‌افتاد که جانیانِ بر مسند قدرت نشسته، فرمان به اعدام سراسری شهروندانشان خود دهند و با ادوات نظامی کامل و آرایش جنگی به مصاف‌شان روند.