هرچند نبینی تو ولی ملت ایران ..شیریست که بر پرچم خورشید نشان است

۱۳۹۰ دی ۱۰, شنبه

تغییر تعطیلات رسمی‌ و پیشرفت در ساموا و توکلا، تعصب و حماقت در ایران

مردم ساموا تغییر ساعت خود را جشن گرفتند
دو کشور کوچک ساموا و توکلا در اقیانوس آرام یک روز کامل را از تقویم خود حذف و خود را به غرب خط بین‌المللی زمان منتقل کردند.

این یعنی بلافاصله بعد از پایان روز ۲۹ دسامبر، تقویم در ساموا و توکلا به روز ۳۱ دسامبر ورق خورد و در این میان روز جمعه ۳۰ دسامبر حذف شد.

دلیل این کار چه بود؟ دولت ساموا در بهار سال ۲۰۱۱ اعلام کرد که این تصمیم را با هدف بهبود روابط تجاری با شرکای عمده اش، استرالیا و نیوزلند گرفته است. توکلا نیز در ماه اکتبر تصمیم مشابهی گرفت. با این کار تمام پنج روز کاری هفته در این کشورها با استرالیا و نیوزلند هم‌زمان خواهد شد. (منبع +)

۱۳۹۰ دی ۹, جمعه

وحشت جهان از اقتدار ایران در مانور اقتدار!- طنز

چند مقایسه ساده از عکس‌های مانور اقتدار که به تازگی و برای بالابردن آمادگی دلاوران ارتش و سپاه جمهوری اسلامی در فتح تنگه هرمز و به خاک مالیدن پوزه کشورهای برادر و مسلمان (سابق) انجام شد، برتری محض ارتش اسلام در برابر سپاه کفر آمریکا و همپیمانان اش را به روشنی نشان می‌‌دهد!
دلاورمردن ارتش ایران مجهز به آخرین  تکنولوژی‌های دوربین‌های دوچشمی (خریداری شده از فروشگاه‌های مجاز سلاح در تهران


۱۳۹۰ دی ۸, پنجشنبه

بستن یا نبستن تنگه هرمز- تقیه و حرف‌های بی‌ حساب!


شنیدن نقل قول‌های دوپهلو از مسوولین جمهوری اسلامی تازگی ندارد.
رستم قاسمی، وزیر نفت با تأکید بر اینکه تحریم نفت ایران تصمیم عاقلانه‌ای نیست و منجر به متشنج شدن بازار نفت می‌شود می‌ گوید (منبع +):
ایران قصد بستن تنگه هرمز را ندارد. مقام معظم رهبری در دیدار سال گذشته خویش با هیأت دولت با بیان اینکه تحرک‌ها در کار دیپلماسی بایستی در یک جهت صحیح و با یک محتوای کامل قرار داشته باشند تصریح کرده بودند: همه کارهای دیپلماتیک باید در وزارت خارجه متمرکز شود؛ یعنی باید اینها از طرف وزارت خارجه هدایت شود.
 اظهاری که بوسیله سخنگوی وزارت خارجه -رامین مهمانپرست- هم تکرار می‌‌شود و تاکید می‌ گردد که بستن تنگه هرمز در دستور کار نظام نیست (منبع +)
از سوی دیگر معاون اول ریاست جمهوری -محمد رضا رحیمی- است که خلاف این را می‌‌گوید و تهدید به مقابله بمثل و بستن تنگه هرمز می‌‌کند (منبع +)

حسین شریعتمداری (بازجو) در کیهان تهران هم بستن تنگه هرمز را حق جمهوری اسلامی می‌‌داند و برای اینکار هم حتی مواد قانونی رو می‌‌کند (از اینها بخوانید)! سردبیر روزنامه کیهان که مستقیم از طرف رهبر ایران تعیین می‌‌شود و می‌‌توان نظر او را -بخصوص در این مسأله مهم- نظر رسمی‌ حاکمیت هم دانست. 

پیداست که تمام قول‌ها و اظهار نظر‌ها برای جمهوری اسلامی در حد حرف است و به راحتی‌ موضع خود را تغییر می‌‌دهد. اگر امروز می‌‌گویند که قصدی برای ساخت سلاح هسته‌ای ندارند و چنین کاری حتی حرام (!) است چگونه می‌‌توان به این قول اطمینان کرد؟ فردا نمی‌‌آیند و بگویند که در تهدید و محاصره، بمب اتم از شیر مادر هم "حلال" تر است و دانشمندان جوان ایرانی‌ موفق به ساخت نوع اسلامی آن شده اند؟!

مضحک تر از مانور تمرینی برای بستن تنگه هرمز، نفس این کار است که نه تنها آمریکا را در مقابل ایران قرار می‌‌دهد که تمام کشور‌های منطقه (کشور‌های دوست و برادر سابق!) را. اخلال چند ساعته و یا چند روزه در شاهراه انتقال نفت جهان نه ثمری برای رژیم دارد که همان ترس از ویران شدن ایران را به دلمان می‌‌اندازد که نسل‌های آینده را عزادار بر سر ویرانه‌های این خاک خواهد نشاند.

لینک نوشته در وبسایت بالاترین...آزادگی

۱۳۹۰ دی ۷, چهارشنبه

از آنطرف پشت بام افتادن و کوبیدن مرجان خواننده- برای مرجان!




مرجان، در سالهای نخستین پس از انقلاب ۵۷ به زندان می‌‌افتاد. دو سال به سیاه چال‌های رژیم افتاد که ۸ ماه اش انفرادی بود. چند نفر از ما خبر داشتیم که به خواننده محبوبی که با صدای او  بزرگ و عاشق شدیم و جوانی کردیم چنین رفته است؟ به قول خودش می‌‌توانست مانند بسیاری دیگر ترک وطن کند و ولی‌ انتخابش چیز دیگری بود.

امروز ولی‌ انتخاب او را بسیاری از ما -و خود من- خوش نداریم و رفتنش به پناه سازمان مجاهدین خلق را نکوهش می‌‌کنیم. ولی‌ خود ما در حق هنرمندانمان چه کردیم؟ تب و تاب انقلابی مجالی نگذاشته بود که مردمان از خود بپرسند که آن هنرمندان محبوب‌شان چه می‌‌کنند و کجایند؟ همان‌ها که در کنارشان بزرگ شده بودیم  و در آن روزهای انقلابی کافه خوان و رقاصه خواندیم اشان.

۱۳۹۰ دی ۶, سه‌شنبه

یادت می آید سه ماه پیش رضا پهلوی ما را شریک نامه اش کرد؟او را در میانه راه تنها گذاشتیم!

سه ماه پیش را می گویم!

یادت می آید به او گفتیم که سکوت مرگباری حاکم شده و وظیفه توست که حرکتی کنی و ساکت ننشینی؟ 

یادت هست که به ما گوش فرا داد و حرکت کرد و پیش نویسی را برای شکایت بر علیه خامنه ای همراه با ما نوشت؟‌

نامه ای که با ذوق و شوق همه ما با هم در همین بالاترین همراه با او تنظیم کردیم تا کمکی به زندانیان سیاسی برسانیم؟‌ نامه ای که همه ما گمنامان شریک آن بودیم ؟ نامه ای که آن را نقد کردیم و ساختیم؟

زمانی که گفتیم وقتی یک کلمه کلیدی ملتی را متحد می کند؟ کاری که رضا پهلوی انجام داد به خواست تو بود. تو بودی که از او خواستی حرکتی کند در این سکون خفقان آور و در زمانی که یارانمان در بند هر روز نا امید تر از دیروز می شدند و دنیا داشت ما را فراموش می کرد! 

آنهایی که آن زمان سکوت کردند٫ و آن زمان حتی این حرکت را جدی نگرفتند٫ همان ها ٫ حالا که آن نامه جدی شده ٫ پیدایشان شده. دارند او را متهم می کنند...

ادامه این نوشته را از وبلاگ "یک راه دیگر" بخوانید.

۱۳۹۰ دی ۵, دوشنبه

بابانوئل را هم ترک تبار کردند!



تذکر- نویسنده به هیچ شکل قصد دامن زدن به مسایل قومی و قوم گرایی ندارد و هدف صرفاً یک تحلیل تاریخی‌- فرهنگی‌ است! امید که موجب دلخوری هم میهنان عزیز ترک نگردد...

بابانوئل هم صاحبان ترک پیدا کرد (مستند بی‌ بی‌ سی‌ فارسی). همان ترکانی که جنایت‌های اجداد خود و نسل کشی‌ ارمنیان را انکار می‌‌کنند امروز به شکل رسمی‌ خواهان برگرداندن استخوان‌های سنت نیکلاس هستند که بیش از "هزار سال" پیش از آن خطه به کلیسایی در ایتالیا  برده شده بود.

توجیهشان هم این است که مدفن جناب بابانوئل در ترکیه امروزی و حق ترکیه است همچنان که حضرت مولانا هم "حق" آنان و نه هیچ جای دیگر! حال اگر توجیهشان کنیم که چنین شخصیت‌هایی‌ میراث جهانی‌ اند و اگر ملیتی هم در کار باشد باید مرزهای جغرافیایی آن زمان را در نظر گرفت هم که حتما تلاشی  بی‌ اثر است. همانگونه که امروز مدعی اند که مولانا شعر به ترکی‌ سروده است و سالها بعد به پارسی‌ ترجمه شده است!

۱۳۹۰ دی ۲, جمعه

کشتار ارامنه و غیر قانونی بودن انکار آن هر دو محکوم است!



ترک تباران معترض قانون محکومیت انکار کشتار ارامنه سه دلیل را برای مخالفت اشان بیان می‌‌کنند (به نقل از بی‌ بی‌ سی‌ فارسی):

  •  فرانسه مهد آزادی است و چنین قانونی برای معدود کردن آزادی بیان مخالف آزادی است
  •  نسل کشی‌ ارامنه دروغ است
  •  فرانسه باید ابتدا جنایت‌های استمارگرانه خود را محکوم کند و به فکر مشکلاتش باشد.

نفی نسل کسی‌ بیش از یک ملیون ارمنی نشان از پایبند نبودن ترکان امروزی به اخلاق و بی‌ انصافی آنان است. تعصب نژادی شدید ترکان و بخصوص بیزاری‌شان از کرد‌ها را در سفرهای بسیاری که به این کشور داشتم از نزدیک حس کردم. ولی‌ آیا این تنها ترک‌هایند که متعصب و حقیقت نشنو هستند؟ آیا این سرپوش گذاشتن بر حقایق تاریخی‌ تنها از روی تعصب است و  یا -به قول وزارت امور خارجه فرانسه-  بسبب آسیب زدن به  روابط سیاسی و اقتصادی نباید به آنها پرداخت؟ (همان منبع)

۱۳۹۰ آذر ۲۸, دوشنبه

شکایت و پیگیری از رضا پهلوی، لودگی و گرد نفاق پاشیدن از جرس


جناب جرس! اساس خود را مدافع اسلام رحمانی و مردم سالاری دینی می‌‌دانید و می‌‌گویید "جنبش راه سبز به اسلام اصلاح طلبانه باور دارد و مروج ارزشهای قرآنی، تعالیم نبوی و آموزه های علوی است". بار نخست نیست که عقاید خود را اندیشه همه می‌‌دانید و حتی اگر همه بدنبال تغییری دیگر باشند شما ازانتخابات آزاد و طبق قوانین جمهوری اسلامی و در جهت احیای آرمان‌های اصیل انقلاب  می‌‌گویید. *

۱۳۹۰ آذر ۲۷, یکشنبه

از مراکز اسلامی نظام در خارج از کشور تا سرکوب نوکیشان دینی در ایران!

عاشورای ۲۰۱۱- مرکز اسلامی امام علی‌ نیویورک

به گزارش وبسايت کمپين حقوق بشر ايران (خبر از رادیوفردا)، قاضی پرونده عليرضا سيديان- ايرانی  ۳۶ ساله که چهار سال پيش اسلام را ترک کرده و به مسيحيت گراييده است- او را به شش سال زندان محکوم کرد. قاضی دادگاه می گويد:

اقدام متهم برای غسل تعميد در ترکيه، اقدام عليه نظام تلقی می شود و اگر او واقعا نياز به غسل تعميد داشت، ما به اندازه کافی در ايران کشيش داريم که اين کار را انجام دهد و اين که متهم در ترکيه اين کار را کرده، اقدام عليه نظام محسوب می شود.
وکیل این نوکیش مسیحی‌ می‌‌گوید:

موکل من با اتهام راه اندازی و اداره کليسايی خانگی روبرو است. و قاضی دادگاه معتقد تمامی موارد اتهامی، در راستای اقدام عليه نظام تعريف می شود.
"مهدور الدم بودن" و مجازات تغییر دین از اسلام مورد بحث این نوشته و قتل، شکنجه و ارعاب نوکیشان به بهانه تضعیف مذهب شیعه اثنی عشری و اقدام علیه امنیت ملی‌ هم خبر جدیدی نیستند. سخن اینجاست که با این اوصاف، چطور نظام جمهوری اسلامی به خود این حق را می‌‌دهد که ثروت‌های ملی‌ را در گوشه و کنار جهان برای تبلیغ دین رسمی‌ خود خرج کند و وقتی‌ خود اینچنین برای تبلیغ مذاهب دیگر در ایران محدودیت ایجاد می‌‌کند؟

تبلیغ برای تشرف به اسلام (والبته شیعه) و ساخت مساجد، حوزه ها، کارگاه‌های دینی، کانال‌های رادیویی و تلویزیونی و کرسی‌های شیعه شناسی‌، روزنامه و مجله و ده ها مورد دیگر از اهداف مشخص مرکز بررگ اسلامی است که امروز در گوشه و کنار جهان ایجاد شده است. و اینها آن زمانی‌ است که در خود ایران، مسلمانان سنی مذهب (و نه حتی اهل کتاب و بهایی و بی‌ دین) را اجازه ساخت مسجد یا برپایی نماز فطر نمی‌‌دهند.

مجمع جهانی‌ اهل بیت بطور رسمی‌ در ۱۲ کشور جهان نمایندگی‌ دارد (از اینجا ببینید). حوزه کاری این نمایندگی‌‌ها بسیار گسترده است و نه تنها در زندگی‌ روزمره بسیاری از ایرانیان وارد است که به تبلیغ شیعه به دیگر مذاهب نیز می‌‌پردازد. تازه این ابتدای کار است و هر کدام از این مجمع ها، خود در شهرهای دیگر کشور میزبان نمایندگی‌ دارند. 

برای نمونه تنها به حوزه گسترده فعالیت‌های یک مرکز اسلامی (مسجد الغدیر) در شهر ونکوور کانادا دقت کنید (از اینجا ببینید). چنان فعالیت‌هایی‌ که هیچ کشور و نهاد مذهبی‌ ای، اجازه انجامش را در ایران ندارد که با شدیدترین واکنش نظام سرکوب می‌‌شود!

 نوشته پیشین من در این مورد:
از هلال شیعه در خاورمیانه تا ده‌ها مرکز اسلامی در ...

  بر اساس گفته این آخوند مقیم آمریکا، شیعیان اجازه قمه زنی‌ و سایر مراسم مذهبی‌ خود در آمریکا و اروپا را دارند.

لینک نوشته در وبسایت بالاترین...دنباله

۱۳۹۰ آذر ۲۴, پنجشنبه

بی‌ آزرمی در تبلیغ محصولات غیر پزشکی‌ جنسی‌ در ایران


در یکی‌ از همین سایت‌های داغ شده بالاترین که پر از تبلیغات هم است به مورد تأسف برانگیزی برخوردم، تبلیغات محصولات دارویی بدون هیچ استاندارد پزشکی‌. از ژل‌های بزرگ کننده پستان و آلت جنسی‌ مردان و قرصهای اسپرم سازگرفته تا ماسک‌های کوچک کننده بینی‌ و سفید کننده رنگ آلت را تبلیغ می‌‌کنند.

یکی‌ نام کارخانه سازنده را می‌‌آورد که آلمانی‌ است و محصولش هلوگرام و تاریخ انقضأ دارد و ولی‌ با جستجوی ساده در اینترنت نشانی‌ از آن نمی‌‌یابم. یکی‌ هم می‌‌گوید محصولش استاندارد CGMP دارد که معلوم میشود مربوط است به  "تولید در شرایط مطلوب". یا آنکه می‌‌گوید دانشمندان آمریکایی‌ سالها زحمت کشیدند تا چنین محصولی را در خدمت شما بگذارند و البته هیچ "رفرنسی" هم به سخنشان نیست.

۱۳۹۰ آذر ۲۰, یکشنبه

برای آذربایجان و سالگرد آزادی اش، آذربایجان ایران +عکس تمبرهایی‌ یکتا و قدیمی‌ به مناسبت آن‌ روز


ایران ویچ را برخی‌ ایران شناسان آذربایجان کنونی‌ می‌‌دانند یعنی‌ "سرزمین ایران".  خاک حاصل خیز این ناحیه و زیبایی‌های طبیعی ، سبب شده است که در تاریخ "بهشت ایران" بنامنداش و اوستا لب به تحسینش بگشاید. از بیش از دو هزار سال پیش مورد طمع همسایگان ایران بود. گاه به تصرف فاتحان ارمنی در می‌‌آمد و یا مورد تهاجم و تاخت و تاز سلجوقیان و مغولان بود و با اینحال از پیکر ایران جدا نشد و نخواهد شد. گرچه با بی‌ کفایتی‌ شاهان قاجار بود که پاره‌ای از آذربایجان ایران را از دست دادیم و امروز اگر انصافی باشد، این کشور آذربایجان است که باید به ایران بازگردد و نه بلعکس!

از سکوت همیشگی‌ شورا‌های سبز تا حمایت رضا پهلوی از حقوق انسانی مجاهدین



محسن کدیور در نامه ای که خطابش سیاستمداران آمریکایی و هیلاری کلینتون بود از خارج شدن سازمان مجاهدین خلق از فهرست تروریستی ابراز نگرانی می‌‌کند (فروردین ۱۳۹۰). بیان دیگرش این است که روشنفکر دینی و روحانی ساکن آمریکا، دولتمردان آن کشور را در جایگاه قاضی می‌‌گذارد و از گروهی دیگر از ایرانیان شکایت می‌‌برد.

سخن از مجاهدین خلق و گذشته و حال و رهبرانشان نیست که در این مجال نمی‌‌گنجد. بحث بر سر زندگی‌ و امنیت آنان است که نه تنها هم زبان و هموطن که انسان اند. عجیب از آنان که دم از آزادی خواهی‌ می‌‌زنند و وقتی‌ دیدند که زن و مردی بی‌ دفاع زیر خودرو‌های نظامی ارتش عراق له‌ می‌‌شوند و چون شکاری در شکارگاه  گلوله می‌‌خوردند، سکوت کردند و می‌‌کنند!

در همان زمانی‌ که امثال کدیور‌ها و اردشیر ارجمند‌ها و شورای سبز امید‌ها چوب خط دست می‌‌گرفتند و خودی-ناخودی می‌‌کردند، رضا پهلوی اعلامیه داد و کشته شدن بیش از ۳۰ مجاهد اشرف را محکوم کرد. پیام ایشان در مورد شرایط بحرانی اعضا این سازمان و پشتیبانی‌ ایشان از گروهی که در مبارزات مسلحانه و چریکی علیه پدرشان بودند، جای تقدیر دارد و این آن زمانی‌ بود که جرس و کلمه و رسا، سکوت کردند و شاید هم با لذت شکار شدن چند انسان را تماشا نمودند (از اینجا بخوانید).

و امروز هم تنها رضا پهلوی (و تنها ایشان!) است که در مورد سرنوشت مجاهدین ابراز نگرانی می‌‌کند، رییس جمهوری آمریکا را خطاب قرار داده و هشدار می‌‌دهد که تعطیل کردن اردوگاه اشرف توسط دولت عراق پیش از پذیرش ساکنان این اردوگاه توسط کشورهای دیگر می تواند به یک فاجعه حقوق بشری تبدیل شود.

همه ما از عقاید تند سیاسی سازمان مجاهدین خلق ایران و سابقه خشونت و ترور این سازمان آگاهیم... با این حال من سابقه و عقاید سیاسی این گروه را از حقوق اساسی انسانی آنها به عنوان هموطنانم جدا می کنم و یادآوری می کنم که کودکان ساکن اردوگاه اشرف نقشی در این سابقه نداشته اند.

چنین فهم بالا و بلوغ سیاسی از رضا پهلوی نه تنها سیاستمداری پخته و وزین ساخته است که شخصیت انسانی و سلامت نفس ایشان را هم نشان می‌‌دهد. جالب به گفتن دوباره است که ایشان در اعتراض به سانسور "لینکی‌" از یکی‌ از منتقدینش در وبسایت بالاترین، سرخط آن نوشته را در وبلاگ خود منتشر می‌‌کند (از اینجا بخوانید).

نوشته مشابه از من:
چوب تکفیر کدیورها بر سر ناخودیان

  لینک این نوشته در وبسایت دنباله...بالاترین

۱۳۹۰ آذر ۱۹, شنبه

از هلال شیعه در خاورمیانه تا ده‌ها مرکز اسلامی در اروپا و آمریکا


جمهوری اسلامی در لبنان و عراق و فلسطین نقش بازی می‌‌کند و با حمایت از حماس و جهاد اسلامی و حزب‌الله لبنان و شیعیان (رادیکال) عراق، به طور علنی مداخله  می‌‌کند; چون بختک بر سر آفریقا افتاده است و به نیجریه و مالی و سنگال و هر کشور بدبخت آفریقایی دیگری سلاح می‌‌فرستد و البته به لطف "مجمع اهل بیت"‌ اش جمعیت شیعیان قارهٔ سیاه را هم به هفت ملیون رسانیده است!

مجمع جهانی‌ اهل بیت بطور رسمی‌ در ۱۲ کشور جهان نمایندگی‌ دارد (از اینجا ببینید). حوزه کاری این نمایندگی‌‌ها بسیار گسترده است و نه تنها در زندگی‌ روزمره بسیاری از ایرانیان وارد است که به تبلیغ شیعه به دیگر مذاهب نیز می‌‌پردازد. تازه این ابتدای کار است و هر کدام از این مجمع ها، خود در شهرهای دیگر کشور میزبان نمایندگی‌ دارند. بی‌ بی‌ سی‌ فارسی در مستندی در مورد عزاداری شیعیان در انگلستان، به مرکز اسلامی جمهوری اسلامی در انگلستان و ۴ نمایندگی‌ دیگرش در آن کشور می‌‌پردازد. مراکزی که از پاسخ به پرسش‌های شرعی و عقد و طلاق تا همایش‌های بین المذاهب و تبلیغ ولایت فقیه و سیاست‌های رسمی‌ جمهوری را انجام می‌‌دهند و این تازه باید ظاهر قضیه باشد. فاضل لنکرانی می‌‌گوید که:

میل دارم که در لندن که دروازه دنیا و خانه دوم همه کشور‌ها است، موسسه ای برای ترویج مذهب اهل بیت (ع) و نشر معارف شیعه اثنی عشریه تأسیس گردد.


شنیدن از تلاش گسترده جمهوری اسلامی برای گسترش شیعه در جهان حیرت آور است و گرچه سخنی از حساب ثروت‌هایی‌ که در این راه صرف می‌‌شده نیامده است.این محدود به خارج از کشور نیست و صحبت از ۲۰۰،۰۰۰ کار آموز دورهٔ مهدویت و در تمام استان‌های کشور و ۱۳ مجلهٔ تخصصی و دانشگاه مجازی مربوط به این تفکر است (از اینجا بخوانید).

پی‌‌نوشت- به اخبار شیعه نیوز در مورد شیعیگری در جهان و آمار شیعیان دقت کنید. خواندن سخنان معمر قذافی در مورد شیعیان که آن را با ذوق زدگی انتشار داده اند هم خواندنی است (در همان صفحه).

لینک نوشته در وبسایت دنباله...بالاترین

۱۳۹۰ آذر ۱۷, پنجشنبه

نمایش هواپیمای آمریکایی، ابابیل‌های ایرانی‌ و شعارهای‌ توخالی


بر حسب تصادف هواپیما بی‌ سرنشین رادارگریز آمریکا در خاک ایران سقوط می‌‌کند. صدا و سیمای جمهوری اسلامی هواپیما را نشان می‌‌دهد و آن را از پیروزی‌های غرور آفرین جمهوری اسلامی می‌‌خواند. صحنه: هواپپیما پیشرفته آمریکا بر روی سکو و ژنرال سپاهی که نظامی دیگری قسمت‌های مختلف غنیمت‌شان را نشان می‌‌دهد. پشت سرشان هم  پارچه یی با شعار آمریکا هیچ غلطی نمی‌‌تواند بکند است. غنیمت را گرفته اند و انگار "فدیه" می‌‌خواهند تا آن را آزاد کنند!

۱۳۹۰ آذر ۱۳, یکشنبه

گلایه‌ای از شکل پاسخگویی رخشان بنی‌ اعتماد


رخشان بنی‌ اعتماد عزیز! نااهلی زبان باز کرد و آنچه شایسته خود بود به دیگران نسبت داد. توهین هایی‌ زشت بود بر زنان هنرمند این سرزمین که از یک سو باید سختی‌ها و محدودیت‌های کاری و شغلی‌ را تاب بیاورند و همچون دیگر زنان این سرزمین مظلوم باشند و از سوی دیگر هم مورد لعن و نفرین بی‌ آزرمانی چون سلحشورها واقع شوند. می‌‌دانم که روحیه هنرمندی چون شما ظریف و شکننده است و چنان هتاکی‌ها بر شما سخت گران آمد.

ولی‌ چه نیاز از پاسخ گویی به آنانی‌ که هزاران هزار سخن دیگر در گوششان بی‌ اثر می‌‌ماند. کاش پاسخ یاوه گویان را نمی‌‌دادید که مقام شما وراتر از آن بود. شنیدن واژگانی چون "کرکسان و ناکسان"، "گوینده‌ دهان لجن‌زده"، "آدم‌کوتوله‌های دهان گشاد"، و "ابله" از شما دور از انتظار بود. کاش لااقل مانند همان پنج دختر هنرمندتان پاسخی در‌شأن خود به او می‌‌دادید.

هنرمند گرامی‌! شنیدن از شلاق خوردن و "سیاه و کبود" شدن حتی از شمای عزیز هم نازیباست.

پاسخ خانم بنی‌ اعتماد از بی‌ بی‌ سی‌ فارسی

لینک نوشته در وبسایت دنباله...بالاترین

سخنی با رضا پهلوی در مورد برخی‌ طرفداران متعصب اش!


آقای رضا پهلوی،
با درود

ابتدا بگویم که به کار شما ایمان دارم و کوشش‌های گسترده شما را تحسین می‌‌کنم. احترام شما برای من از آنجا آغاز شد که در بحبوحه بمباران عراق بر شهرهایمان، پیام دادید و خواستید که به عنوان خلبانی‌ جنگی به نبرد روید. و آن زمانی بود که زندگی‌ آسوده‌ای در آنسوی جهان داشتید و پدر گرامی‌ تان هم در آرزوی مردن در خاک وطن و از اندوه آنچه به ایرانزمین می‌‌رفت "دق" کرد و درگذشت. شما همانید که حتی اجازه این را نیافتید که پیکر پدر و پدربزرگتان را در خاک وطن به آرامش سپارید و با اینحال هنوز "درد وطن" دارید که این ستودنی است.


می‌ بینیم که امروز شمار دوستدارانتان فزونی گرفته است و در دنیای مجازی اینترنت هم طرفداران زیادی دارید. سخن اینجاست که شما هم "آدمی‌" هستید و این نگرانی است که "غره" شوید و از راه صواب خارج گردید. این آن زمان مهم می‌‌شود که می‌‌بینیم بسیاری از کسانی‌ که بیرق طرفداری از شما را به دست گرفته اند، به افراطی گری افتادند و هیچ انتقاد و سخن مستقیمی‌ به شما را بر نمی‌‌تابند.


ایشان می‌‌اندیشند که زمانه امروز همچون چند سده پیش است که باید به دست بوسی سلطان رفت و کمر خم کرد و چشم و گوش بسته دستورات را اجرا نمود و خاک پای شاه را توتیای چشمان کرد! با اینکه خود اصرار دارید که هر کسی‌ به سلیقه اش شما را بخواند (البته با احترام) ولی‌ هنوز هم بر سر این موضوع کوچک اختلاف است و برخی‌ دوست دارانتان کوتاه نمی‌‌آیند.

به اصطلاح آش آنقدر شور است که وقتی‌ من از شما به صرف "آقای" نام بردم و با اینکه در طرفداری از شما نوشته بودم، متعصّبانی‌ در "بالاترین" آمدند و نوشتند که به صرف "شاهزاده" نخواندن تان قصد تخریب دارم و طرفداران راستین شاهنشاهی و علی حضرت رضا شاه دوم" و شیر‌های آیین ایرانشاهی چن
ین و چنان می‌‌کنند! (+)


آقای پهلوی! ببینید که برخی‌ از طرفداران شما در همین اجتماع کوچک بالاترین، به افراط رسیده اند. گرچه در مقابل هم کوته بینانی اند که تنها به صرف دیدن نام شما فحاشی کرده و حتی زمانی‌ صرف خواندن اندیشه‌هایتان نمی‌‌کنند.

بله آقای رضا پهلوی! به عنوان یک شهروند ایرانی‌ شما را مستقیم خطاب می‌‌کنم و می‌‌خواهم که مجیز گویی ایشان را به خود نگیرید و به شیوه حال خود ادامه دهید; نمی‌‌گویم "مگسان گرد شیرینی‌" که شاید بسیاری‌شان بی‌ طمع و به صرف علاقه به شما چنین اند و با اینحال این نگرانی است که بینش شما تغییر کند که هیچ انسانی‌ بی‌ نقص و عیب نیست!


با احترام،
داریوش

لینک این نوشته در وبسایت بالاترین...دنباله

۱۳۹۰ آذر ۱۲, شنبه

جان کلام; "کامنت" ای از دودوزه در آخرین لینک گمنامیان در وبسایت بالاترین...



چند سطری را دودوزه عزیز پای لینکی‌ از گمنامیان نوشت که با اینکه به او حق می‌‌دهم، اندوهگین‌ام کرد. اینجا دوباره نویسی اش می‌‌کنم:

...فکر کردی من و تو کی هستیم یا این مردم کی هستن که براشون مهم باشه دو تا آیدی ناشناس بلا نسبت شما چه غلطی دارن میکنن؟ این ملت چه گلی به سر نوابغ ادبیشون زدن که حالا بخوان به سر دو سه تا وبلاگ نویس ناشناس زپرتی بزنن؟ اکثر طبقه ی متوسط اصلن به ... شون ام نیست که از نظر فرهنگی و سیاسی و اقتصادی چه اتفاقی داره میفته. برو فیس بوک تا ببینی زیر یه عکس از قمبل پورن استارهای روس که یه فاطمه اره یا حتی یه نره خر سیبیلو پشتش قایم شده چند نفر با آیدی حقیقی دارن خودشونو جر میدن تا بلکه صاجب عکس یه تفی توی صورتشون بندازه. جامعه ی ایرانی اکثریتشون اینن والا نوشته های من و شما به هیچ خراب شده یی غنا نبخشیده و نخواهد بخشید. مرد حسابی اگر ما خوب مینوشتیم که باید بدون اینکه بالاترینی در کار باشه وبلاگمون کلیک میخورد نه اینکه بیاییم اینجا لینک کنیم و به هزار و یه ترفند بیاریمش بالا و فکر کنیم کسی هستیم برای خودمون....

به قول فرنگی‌ ها: "!I couldn't agree with you more" 

گفت گوهای لینک خواندنی است و می‌‌ارزد که تمام نظر‌ها را بخوانیم. در جایی دودوزه مچگیری می‌‌کند (+) و نشان می‌‌دهد که یکی‌ از بالایاران، طرفدار پیشانی سفید مجاهدین خلق است. کاربران سرشناس این وبسایت یک به یک می‌‌روند و باید دید سرنوشت این اجتماع کوچک ایرانیان چه می‌‌شود!

نوشته پیشین من در این مورد:

حساب پرداخت میلیارد‌ها دلار کمک ایران به سوریه چه خواهد شد؟!


برهان غلیون رییس شورای ملی معترضان سوریه ‌می‌گوید چنانچه این شورا بتواند در سوریه به قدرت برسد، روابط نظامی دمشق با ایران را قطع خواهد کرد و مانع از رسیدن اسلحه از راه سوریه به حماس و حزب الله خواهد شد (منبع رادیوفردا).

تظاهرات مردم  سوریه را می‌‌بینیم که پرچم جمهوری اسلامی (و نه ایران!) و روسیه و چین را آتش زدند و نفرتشان را نسبت به دولتمردان این کشور‌ها نشان دادند (از اینجا ببینید)؛ همان کشور‌هایی‌ که ازخونخوار سوری حمایت می‌‌کنند و مانع تصویب قطعنامه‌های فلج کننده در شورای امنیت و سازمان ملل می‌‌شوند. وقاحت تا به آنجا رسید که گزارش شد کمک‌های جمهوری اسلامی به سوریه نه تنها شامل سلاح و تجهیرات سرکوب می‌شود بلکه ابزار پیچیده نظارت را نیز در بر می‌گیرد و تجهیزات ارسال شده از ایران به حکومت سوریه کمک می‌کند تا مشخصات مربوط به فیس‌بوک و توئیتر مخالفان را ردیابی کنند. (منبع)

۱۳۹۰ آذر ۱۰, پنجشنبه

روانشناسی‌ یک بسیجی‌ مهاجم از گزارش لحظه به لحظه فتح سفارت بریتانیا در وبلاگش



نویسنده بلاگ، حمید درویشی نامی‌ است که به قول خودش دانشجوی کارشناسی ارشد رشته معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات و رتبه یک کنکور مقطع دکترا و سردبیر یک مجله دانشجوی- بسیجی‌ است. ابتدا ادبیات جناب دکتر و نویسنده بسیجی‌ برایم جالب بود که به زمین و زمان فحش و بد و بیراه نثار می‌‌کرد و این تازه نوشتار است و خدا می‌‌داند که "زبانی" به چه شکل بر خورد می‌‌کند.

به نیروی انتظامی که تازه خودی‌شان است و بدون واکنش گذاشت که او و بقولش چند ده نفر بسیجی‌ دیگر به راحتی‌ وارد باغ قلهک شوند هم فحش و بد و بیراه می‌‌دهد. از به قول او نیروی افتضاحی و نا برادران وحشی و بی‌ شعور و سربازان شهرستانی که تا سوم راهنمائی هم سواد ندارند گله می‌‌کند که چرا بساطشان را پس از فتح باغ سفارت بریتانیا و گروگان گیری به هم ریختند و بعد از اینکه مفصل هرچه خواستند در خاک بریتانیا کردند بیرونشان کردند.