هرچند نبینی تو ولی ملت ایران ..شیریست که بر پرچم خورشید نشان است

ه‍.ش. ۱۳۹۱ بهمن ۴, چهارشنبه

اردشیر ارجمند! شرم بر تو که هنوز وعده انتخابات در قانون اساسی جمهوری اسلامی را میدهی...


جناب ارجمند! به نمایندگی -خود خوانده- از جنبش مردم ایران در یک کمیسیون پارلمانی اروپا صحبت می کنی و تنها سخنت، بغض های فروخورده شخصی است! در مجمع ای  مهم هستی ولی با همان ظاهر نامناسب، بجای منتقل کردن خواست مردم، خط قرمز می کشی و خودی -ناخودی می کنی مبادا که آنان در خیال خام (!) اتحاد یکپارچه اپوزیسیون افتند. چه شرم که خارجی را قاضی شرح حال اپوزیسیون ایران می دانی!

خود خوانده از جانب ملتی سخن می گویی که مبارزات مردم ایران در چارچوب قوانین اساسی و البته حفظ نظام است (منبع +). به چه حقی؟ چه کسی تو را در آن جایگاه گزارده است که زیر پرچم جمهوری اسلامی بنشینی و هنوز از انتخابات آزاد خیالی در جمهوری اسلامی سخن پراکنی؟ همان تو و دوستان امید بر باد ده ات بودند که فتیله جنبش سبز را پایین کشیدند و خونهای برزمین ریخته را تباه کردند. آن زمان که می شد به خواست حداکثری مردم در کف خیابان (که تغیر رژیم بود) رسید، با خیال خوش در ینگه دنیا نشسته بودی و از فرآیند های لازم برای رساندن اعتراضات مردم به گوش مسوولان سخن راندی.

شرم بر تو باد!

ه‍.ش. ۱۳۹۱ بهمن ۳, سه‌شنبه

بررسی دروغ گویی و بزرگ نمایی تخیلی مجاهدین خلق از زندانهای رژیم پیشین


توضیح واضحات: این نوشته به معنای تطهیر رژیم شاه و انکار شکنجه در زندان های ساواک نیست گرچه حتی به نقل قول از شخصیت های انقلابی چون مهدی کروبی، مهدی تاجزاده و مرحوم منتظری، حرمت خانواده های زندانی حفظ می شد و با تقاضای عفوی، بخشوده می شدند. گاه حتی زندانیان بخشوده شده، به بالاترین منصب های سیاسی هم ارتقا می یافتند. شکنجه به هر شکل آن مذموم است ولی از آن بد تر، دروغ گویی و منحرف کردن افکارعمومی است.

 در حالی که مجاهدین خلق، با مظلوم نمایی خود و دروغ گویی و بزرگنمایی در رفتار خشن  با زندانیان در رژیم پیشین، جرم مجاهدین زندانی را در حد خواندن قرآن و نهج البلاغه و کتاب های علی شریعتی اعلام می کردند (منبع +)، همان زمان اعتراف به عملیات مسلحانه و تعلیم دیدن در اردوگاه های چریکی فلسطینی داشتند. جایی که در نامه مسعود رجوی و موسی خیابانی به یاسر عرفات می نویسند منبع (+):

ما مجاهدین خلق ایران که بعضا از نزدیک در اردوگاه های الفتح شاهد نبرد مرگ و زندگی شما با دشمن نژادپرست صهیونیست و مرتجعین عرب بوده ایم، بخوبی می دانیم که خلق در زنجیر شما تا چه حد از همکاری های همه جانبه رژیم ایران با صهیونیست ها و تسلیم طلبان عرب، در رنج و عذاب بوده است. رنج و عذابی که تمام خلق ایران نیز از آغاز تولد دولت اسراییل، این طفل نامشروع امپریالیسم در منطقه در آن سهیم بوده اند.

 بزرگنمایی در مورد زندان های رژیم پیشین تا به آن حد تخیلی و دور از حقیقت می شود که می گویند (منبع +):

از وسایل استفاده شده برای شکنجه این افراد، روزنامه اطلاعات از کلاهخود آهنی که "منجر به کوری و کری می شود" و چنگک های برقی "مخصوص بیضه که بر بیضه ها انداخته می شود" نام برده است. در یکی از این افراد زندانی، هشت متر از روده، یک کلیه، طحال، یک دوم روده و یک چهارم کبد برداشته شده است!

هر روز در بهشت زهرا صحنه های عجیبی را به چشم می بینیم. هر روز اجساد زندانیانی به گورستان آورده می شود که دست هاشان بریده، چشم هایشان در آورده شده و یا سرشان با مته های برقی سوراخ شده است.

در مورد دیگر، با وجود شایعه شکنجه مسعود رجوی و موسی خیابانی و ضربه دیدن سر جناب رجوی و به کما رفتن ایشان، یک هفته پس از آن هر دو در سلامت کامل آزاد می شوند (همان منبع)!

در ادامه نامه رجوی و خیابانی نوشته می شود که:

به همین دلیل اکنون که در میهن خونبارمان جنبشی بزرگ به راه افتاده و قائد پر افتخار آن امام مجاهد اعظم خمینی، بارها بر قطع هر گونه رابطه با اسراییل پای فشرده است، آغاز فروریختن پشت جبهه ضد انقلابی اسراییل، یعنی رژیم وابسته ایران را به انقلاب فلسطین تبریک می گوییم.

برادر ابوعمار، اگر امروز شما و همرزمانتان خانه و خاکی از خود ندارید که بر آن پای گذارید، مردم ما که همیشه انقلاب شما را با چهره فلسطینی و قلب عربی و اسلامیش به طور ویژه ای گرامی و عزیز داشته اند برآنند تا در مسیر انقلاب آزادیبخش ضد امپریالیستی خود، خانه و خاکشان را در آینده ای نه چندان دور به پایگاهی برای شما تبدیل کنند و این انقلابی است تا پیروزی…

ه‍.ش. ۱۳۹۱ دی ۲۹, جمعه

۳۵% متانول سمی و خطرناک با افزودنی MTBE در بنزین مصرفی در ایران



۳۵ % بنزین مصرفی این روزها در ایران حاوی متانول است. متانول، ماده ای بسیار سمی است که حتی در تماس زیاد و استشناق الکل، خطر کما و  مرگ وجود دارد. ماده ای بسیار خطرناک برای چشمان که حتی در تماس با بخارات این الکل در فضا، با صدمه دیدن دائمی سیستم عصبی بینایی خطر کوری هم است. تماس مداوم با متانول، جدا از اختلالات ژنتیکی به ارگانهای داخلی بدن، کبد،  مغز، سیستم عصبی، پوست و ... صدمات جدی و دایمی وارد می کند. سردرد، سرگیجه و تهوع هم از اثرات جانبی دیگر آن ماده است جدا از اینکه می تواند سبب استهلاک و خوردگی شدید قطعات خودرو شود (منبع +). 

این در حالی است که استاندارد اروپا تا ۳% استفاده از این مشتق الکل را مجاز می دارد و در آمریکا و کانادا هم از الکل اتانول (غیر مضر) و تنها تا حداکثر ۱۵ و ۱۰% استفاده می شود که آن هم نوع خودروهای فروخته شده در این کشور ها برای استفاده از بنزین مخلوط شده با اتانول طراحی شده است. پیش از تشدید تحریم های بین المللی، بیش از ۱/۳ بنزین مصرفی در ایران وارد می شد که پس از آن با تولید بنزین بی کیفیت و ارزان  با اکتان کمتر از ۸۵ حاوی سرب و درصد بالایی از گوگرد جبران گشت *. جبرانی که به بهای جان و سلامتی ملیونها ایرانی تمام می شود؛ جایی که جمهوری اسلامی مساله بنزین را به امنیت خود مربوط کرده است و حاضر به پذیرش شکست نیست که عدم توانایی خود در تامین بنزین مصرفی مرغوب را اعلام بدارد تا لااقل جان ایرانیان بیش از این به خطر نیفتد.

*بر اساس گزارشی، روزانه تا ۲ ملیون لیتر ترکیب ارگانیک  MTBE  به بنزین تولیدی در داخل اضافه می شود که از سال ۲۰۰۴ استفاده از آن در امریکا ممنوع شده است. تحقیقات نشان داده است که حتی استفاده از این ترکیب در بنزین جدا از استنشاق بخارات آن، سبب آلودگی پایدار آبهای زیرزمینی و خاک می شود (+).

ه‍.ش. ۱۳۹۱ دی ۲۰, چهارشنبه

نگاه تاریخی رضا شاه بزرگ به ویروس حجاب (طنز)!

بی حرمتی به مسافران ایرانی در دوحه، آیا قبح آن برایمان ریخته است؟!


سالها است که ملت ایران را تحقیر می کنند، دیده ایم و شنیده ایم وگاهی هم ازکنار آن به راحتی می گذریم شاید که حتی قبح آن هم برای ما ریخته باشد. تحقیر زن و مرد ایرانی در فرودگاه های جهان خبر جدیدی نیست و چه تاسف که در کشور های دوست و برادر (!) عربی و همسایگانمان شاهدش باشیم. می شنویم که همین کنار گوشمان در دبی -که از کار و سرمایه ایرانی رونق گرفت و امروز نمکدان می شکند- به مسافر ایرانی بی حرمتی  و حتی  با آنان برخورد فیزیکی می شود که  عکس برداری و انگشت نگاری و مجادله لفظی و جداکردن از خیل مسافران دیگر که عادی است. چه این اخبار انقدر تکرار شده است که شاید با لبخندی از کنار آن هم بگذریم و گناه آن را تنها بر دوش دولت بی لیاقت احمدی نژاد بیاندازیم.

در تازه ترین بی حرمتی به مسافران ایرانی، شاهد تبعیض  و بدرفتاری در فرودگاه دوحه قطر هستیم  (+) که به جرم ملیت ایرانی داشتن، محروم از خدمات شرکت هواپیمایی قطر می شوند. طبق معمول واکنشی هم از سران جمهوری اسلامی نیست که توان آن را ندارند و از باج دادن به امثال همان کشور قطر کوچک، در ضعیف ترین موقعیت سیاسی و حتی نظامی در منطقه هستند. عجیب نیست که همسایگان ایران موقعیت مناسب ببینند و برای خاک ایرانی دندان تیز کنند.

تا چنان حکومتی  بر کار است،  انتظاری جز این هم نباید داشت.