هرچند نبینی تو ولی ملت ایران ..شیریست که بر پرچم خورشید نشان است

ه‍.ش. ۱۳۹۴ مهر ۱, چهارشنبه

"احمد محمد" و فریب دادن افکار عمومی آمریکا و جهان با یک ساعت خودنساخته!



داستان از آنجا آغاز شد که یک دانش آموز مدرسه ای در آمریکا که اتفاقا مسلمان زاده هم است به نام احمد محمد، برای یک پروژه مدرسه ای (که بعدا مشخص شد اصلا  پروژه ای در کار نبوده است!) ساعتی دیجیتالی را در جعبه ای کوچک گذاشته و به مدرسه اش برده بود. در مدرسه، به دلیل ظاهر کار ساعت در یک چمدان کوچک و سیم های آویزانش، این تصور پیش آمد که آن نوجوان با خود بمبی به مدرسه آورده است و یا خواسته است که دیگران را بترسند که در نهایت به بازداشت چند ساعته آن دانش آموز و توبیخ سه روزه اش از مدرسه منجر شد. در نهایت پس از برطرف شدن سوء تفاهم بدون اینکه اتهامی به احمد محمد وارد شود، آن نوجوان را آزاد می کنند. 

اما این تمام ماجرا نبود! خبر مثل بمب صدا کرد و جامعه مسلمان آمریکا پیراهن عثمان به تن کرد که وا مصیبتا که نوجوان نابغه و مخترع مسلمان را به دلیل دین و نامش بازداشت کرده اند. کار به دعوت رسمی از آن دانش آموز به کاخ سفید، سازمان ملل، و دفتر مرکزی گوگل و فیسبوک هم رسید برای دلجویی از آن دانش آموز آینده ساز (!) آمریکایی. 

 جدا از مساله رفتار پلیس و نحو بازداشت این دانش آموز* و این شبهه که دلیل تمام ماجرا دین و نام و رسمش بوده است و جدا از این نکته که چه اندازه افکار عمومی (و در این مورد حتی دولتمردان آمریکا) به سادگی تحت تاثیر قرار می گیرند، به اصل ماجرا می پردازیم که  از یک دروغ و تقلب  آغاز شد:

پروفسور ریچارد داوکینز معروف در صفحه توییتر خود ویدئو ای رابه اشتراک می گذارد که یک اهل فن در مورد آن ساعت دیجیتالی کذایی توضیح می دهد (لینک): ساعت احمد محمد نه یک اختراع و نوع آوری که  حتی مونتاز و سر هم کردن چند قطعه الکترونیکی هم نبود و تنها باز کردن قاب یک ساعت دیجیتالی خریداری شده و چسباندن آن در یک جعبه کوچک بود! در یکی دیگر از توئیت های پروفسورداوکینز، با توجه به شکل و شمایل ساعت در چمدان و نحوه بازداشت این نوجوان حتی این شبهه مطرح شده است که تعمدی از طرف آن دانش آموز در کار بوده برای شبیه ساختن چمدانی که برای نشان دادن ساعتش باید به برق وصل می شد (!)  به یک بمب ساعتی. 








*دلیل پلیس آمریکا برای بازداشت احمد محمد در وهله نخست را عدم همکاری اش با پلیس و برخورد غضبناک آن دانش آموز گزارش داده اند. و اما نخستین دروغ احمر محمد چه بود؟ احمد محمد ابتدا عنوان می کند که آوردن آن چمدان کذایی که ظاهری شبیه بمب های ساعتی داشت برای تحت تاثیر قرار دادن معلم درس فنی اش بوده است و عنوان کرد که معلم فنی اش پس از دیدن آن کاردستی دچار وحشت شده است. در حالی که مشخص شد که این دانش آموز در چند نوبت کلاس به دبیران مختلفی کارش را نشان می دهد و مشکلی هم پیش نمی آید، تا وقتی که  این ساعت آلارم در میانه کلاس انگلیسی به زنگ در آمد و سبب سوء تفاهم و وحشت آموزگار انگلیسی  (و نه دبیر فنی)  شد و البته احمد محمد هم هیچ تلاشی برای توضیح کارش به معلمان و ناظم مدرسه نکرد و سبب شد که جریان پیچیده تر شود و به دخالت پلیس بیانجامد.

پینوشت۱- پرزیدنت باراک اوباما در پیامی توئیتری (لینک) به احمد محمد وی را به کاخ سفید دعوت کرد و ضمن تحسین ساعت کذایی ساخته شده (!)، اظهار داشت که ایالات متحده به جوانانی جویای علم چون احمد نیازمند است.

پینوشت۲- خود احمد محمد در مصاحبه ای تلویزیونی به این نکته اشاره می کند که دلیل استفاده اش از کابل برق به جای باتری آن بوده است که نمی خواسته کارش شک برانگیز و سبب ترس و وحشت دیگران (به دلیل شباهت کار به یک بمب ساعتی) شود. پس خود این دانش آموز پیش از آوردن چنان وسیله ای به مدرسه می دانسته است که کارش می تواند موجب سوء تفاهم و وحشت دیگران شود و با این حال دست به این کار می زند!

قضاوت  با شما!

ه‍.ش. ۱۳۹۴ شهریور ۲۸, شنبه

صحنه هایی عجیب از اوج گرفتن تنش میان سپاه پاسداران و حسن روحانی!

در پی اعلام خبر "اوج گرفتن تنش میان سپاه پاسداران و حسن روحانی" در یکی از وبسایت های فارسی زبان (بالاترین) و داغ شدن این موضوع در آن وبسایت، گرچه هیچ منبع مشخص و سالمی تاییدی بر آن ندارد ولی عکس های زیر از تنش شدید میان رییس جمهوری تدبیر و امید و سرداران سپاه خود گواهی بر آن خبر است و دیگر چون و چرایی باقی نمی گذارد! 









پینوشت ۱- عکس ها مربوط به ۲۴ شهریور ماه ۱۳۹۴ و دیدار حجت السلام حسن روحانی با سرداران سپاه و البته خود سردار عارف (!) است.
پینوشت  ۲- اصل ماجرا چیست؟ رسم تازه حامیان رژیم اسلامی نه فقط این است که کارنامه دولت روحانی را موفق جلو بدهند که به دروغ سخن از تقابل دولت حسن روحانی با سپاه پاسداران می گویند؛ قصدشان آن است که از دولت روحانی چهره ای وجیه المله بسازند که در قامت اعتراضی رودروی اصولگرایان تند رو و سپاهیان فاسد ایستاده است. یکی از آخرین این اخبار، در بوق و کرنا کردن تقابل دولت روحانی با سپاه پاسداران بود که خبر ازاساس دروغ است. مرجع این خبر دروغ مصاحبه معاون فرهنگی سپاه با مهر نیوز بود که رادیو فرانسه به شکلی غیر حرفه ای، از آن تفسیر به تقابل سپاه با دولت روحانی کرد. در حالی که در مصاحبه معاون فرهنگی سپاه، نه نامی از روحانی برده شده بود و نه دواتش، چه به کنایه و چه مستقیم! این پست وبلاگی، به طنز، کنایه ای به تلاش حامیان رژیم در توجیه عملکرد دولت حسن روحانی می زند....

ه‍.ش. ۱۳۹۳ بهمن ۲۳, پنجشنبه

بی فایده بودن احتمالی ماسک های پخش شده هلال احمر در اهواز!



در جستجو های اینترنتی، موفق به یافتن مشخصات و نوع ماسک های پخش شده در استان خوزستان در این روزهای بحران آلودگی هوا نشدم. گرچه از عکس های منتشر شده ازهلال احمر جمهوری اسلامی اینطور به نظر می رسد که ماسک های اهدایی از نوع پزشکی  و فاقد مشخصات لازم برای مواجهه با این شکل بخصوص آلودگی هوا، یعنی ذرات معلق و گرد و غبار، هستند.

ماسک های مختص مواجهه با شرایط آلودگی ذرات معلق، بر اساس استاندارد های موجود، بر اساس کارایی اشان در مقابله با ذرات ریز میکرونی و نانویی طبقه بندی می شود که دارای %۹۵ تا %۹۹.۷ کارایی و با شناسه N معروف اند. در مقابل، کارایی ماسک های پزشکی از حدود ۱۰ % شروع می شود و در بهترین حالت و برخی محصولات خاص به %۹۰ میرسد.

شایان ذکر است که عملکرد ماسک های تنفسی مخصوص گرد و غبار و ذرات معلق، در شرایط آزمایشگاهی با غلظت ۲۰۰ میلی گرم در متر مکعب و سرعت مشخص جابجایی هوا آزمایش می شود که معرف شرایط بسیار بالای آلودگی در محیط است؛ در حالی که غلظت ذرات معلق در اهواز، بسیار بیشتر از چنان شرایط شدید آزمایشگاهی و در حد ۴۰۰۰ میلی گرم ذرات معلق در متر مکعب گزارش شده است! 

حتی بر فرض کارایی ماسک هایی که در شهرهای بحران زده خوزستان و آذربایجان غربی ایران استفاده می شود، نحوه استفاده درست از آنها بسیار مهم است و نیاز به آموزش دارد و عملکرد درست آن برای کودکان محل تردید است.

پینوشت- قطر ریزگرد های این روز های اهواز، کمتر از دو میکرون گزارش شده است (منبع)، که ضرورت استفاده از ماسک های تنفسی مناسبت را بیشتر می کند. 

منبع مفیدی در مورد انواع ماسک های تنفسی و استاندارد های مربوط به آن:
 /http://blogs.cdc.gov/niosh-science-blog/2009/10/14/n95

ه‍.ش. ۱۳۹۳ آبان ۱۲, دوشنبه

اشگ ریختن حسن روحانی در هیات دولت بحال دختران مجروح از اسید پاشی!



حجت السلام حسن روحانی در جلسه دیروز هیات دولت، به حوادث مربوط به دختران مجروح از حوادث اسید پاشی اصفهان پرداخت و در مظلومیت آن دختران بی نوا اشگ ریخت و ذکر مصیبت کرد. سپس رییس جمهوری درمورد وفای به عهد و  قدرت ایستادگی در برابر ظلم و ستم سخن گفت و با شدت و جسارت خاصی دکانداران دین فروش و سوء استفاده گران از نام دین را به باد انتقاد گرفت و تهدید به برخورد شدید قانونی کرد. در عین حال، رییس جمهوری با خطاب کردن وزیر کشور و سرکار خانم الهام امین زاده -معاون حقوقی- و باقر نوبخت -سخنگوی دولت- که به مناسبت همدردی با ملت شریف ایران سیاهپوش در جلسه حاضر بودند، از آنان با قاطعیت خواستار دنبال کردن پرونده جنایت های اسید پاشی اصفهان شد و تاکید کرد که دولتش به هیچ وجهی حاضر به نادیده گرفتن حقوق شهروندان نیست و در حفظ حقوق شهروندان با قاطعیت و بی هیچ مصالحه ای پیش می رود.


ه‍.ش. ۱۳۹۳ آبان ۱۰, شنبه

بررسی گزارش یکطرفه بی بی سی فارسی درمورد کارنامه حقوق بشری جمهوری اسلامی


تم کلی برنامه ویژه ۱۵ دقیقه ای بی بی سی فارسی در مورد بررسی کارنامه حقوق بشری جمهوری اسلامی در سازمان ملل، گویی تبلیغی مثبت برای عملکرد رژیم اسلامی حاکم بر ایران بود! شیوه گزارش مجری برنامه -نگین شیرآقایی- و انتخاب گزینشی از جریانات و دفاع سه ساعته هیات ایرانی در جلسه دوره ای حقوق بشر در ژنو سوییس شگفت آور بود؛ که گویی برنامه ای از شبکه پرس تی وی متعلق به رژیم اسلامی را نگاه می کردیم با تنها این تفاوت که مجری اش بی حجاب باشد (لینک گزارش بی بی سی فارسی).

ابتدا اینکه این ایراد بسیار جدی به بی بی سی فارسی را باید گرفت که در تمام این برنامه، از تنها لفظ "ایران" برای خطاب کردن هیات اعزامی از سوی جمهوری اسلامی استفاده می کرد و تفاوتی بین نظام اسلامی حاکم بر ایران و کشور یا ملت ایران قایل  نبود!

اما شیوه گزارش خانم شیر آقایی در این برنامه ۱۵دقیقه ای را چگونه دیدم؟!

ابتدا تا دقیقه ۱:۳۰ برنامه، ایشان گزارشی از نفرات اعزامی جمهوری اسلامی به این جلسه حقوق بشری ادواری سازمان ملل ارایه می دهد. 

در دقیقه ۱:۴۰،مجری بی بی سی می گوید که بیشتر ایراد ها به ایران (البته منظور ایشان رژیم اسلامی حاکم بر ایران بود!)، مساله اعدام ها بوده است و مجری برنامه اضافه می کنند که "بخصوص در مورد اعدام قاچاقچیان مواد مخدر". و ادامه می دهند که اردشیر لاریجانی (رییس ستاد حقوق بشر قوه قضاییه) به این ایراد ها پاسخ داده است! البته خانم مجری طوری می گویند که  "پاسخ داد"، که گویی نقض حقوق بشر بدست جمهوری اسلامی و اعدام های فله ای، انگی بوده که جمهوری اسلامی توانسته است به آنها پاسخ بدهد و احتمالا دیگران هم مجاب شده اند!

سپس حدود یک دقیقه برنامه به بازپخش سخنان پر از دروغ لاریجانی تلف می شود که در توجیه اعدام ها، آنها را به جزای مجرمان مواد مخدر و یا متهمان به جاسوسی یا "مورد امنیتی دیگر" محدود می کند. پس از آن، در دقیقه ۲:۴۰، مجری بی بی سی می گوید که صحبت از اعدام قاچاقچیان مواد مخدر همیشه بوده است و بحث اعدام های فله ای در نظام اسلامی را دوباره به "قاچاقچیان مواد مخدر" تقلیل داد! و در دقیقه ۳:۴۰ ، مجری بی بی سی پرسشی باز هم در مورد "اعدام قاچاقچیان مواد مخدر" ارایه می دهد و دروغ های تهوع آور لاریجانی دوباره بازپخش می شود. 

گرچه دیدن این شکل گزارش یک سویه بی بی سی و لوث کردن مساله اعدام ها و نقض حقوق بشر در جمهوری اسلامی و تقلیل آن به "اعدام قاچاقچیان مواد مخدر" از شنیدن دروغ های لاریجانی تهوع آور تر است!

در دقیقه ۳:۴۰، مجری بی بی سی در ادامه باز هم پرسشی ابلهانه و تکراری در مورد صرف "اعدام قاچاقچیان مواد مخدر" از نماینده حقوق بشری رژیم اسلامی می پرسد و فرصت پرسش گری مستقیم از لاریجانی را درباره موارد جدی دیگر نقض حقوق بشری مثلا در مورد دگر اندیشان، اقلیت های مذهبی و اقوام ایرانی و .... از دست می دهد. آیا برای بی بی سی فارسی، اهمیت مساله نقض حقوق بشر محدود به اعدام قاچاقچیان مواد مخدر است؟! 

در ادامه،از دقیقه۴:۴۰ تا ۶:۳۰ ، مجری بی بی سی فارسی در مصاحبه با یک فعال کرد، تنها به مساله پیشنهاد گروه های حقوق بشری به جمهوری اسلامی در سرعت بخشیدن به مین روبی مناطق مرزی ایران و عراق می پردازد. آیا این فرصت بهتری نبود که بی بی سی فارسی از فرصت استفاده می کرد و در صحبت با آن فعال کرد، از نقض حقوق شهروندی هموطنان کرد پرسشی می پرسید؟!! در ادامه، تا دقیقه ۸:۴۰ برنامه، به روش های بررسی حقوق بشری  ۱۹۳ کشور جهان در جلسات ادواری حقوق بشری سازمان ملل پرداخته می شود.

یکی از معدود بخش های مثبت این برنامه شرم آور بی بی سی فارسی ، مصاحبه ۴۰ ثانیه ای با خانم شادی صدر بود که گفت که ارایه گزارش هیات جمهوری اسلامی خلاف واقع بوده است و جمهوری اسلامی به وعده هایش در بهتر شدن حقوق بشر در ایران عمل نکرده است! گرچه انگار بی بی سی فارسی فرصت بیشتری برای خانم صدر در توضیح دروغ پردازی های لاریجانی نمی توانست فراهم کند!

در دقیقه ۱۰ ام برنامه، مجری بی بی سی به بحث عدم برابری حقوق زنان و مردان در ایران می پردازد و پس از آن دروغ های یکی از اعضای هیات اعزامی جمهوری اسلامی به مدت یک دقیقه و سی ثانیه در این برنامه تنها ۱۵ دقیقه ای بازپخش می شود!

در انتهای برنامه، یکی از فعالین مربوط به امور زنان -خانم رها بحرینی- فرصتی بسیار کوتاه می یابد که به یاوه های هیات جمهوری اسلامی پاسخی بدهد. در این میان، نحوه پرسش گری مجری بی بی سی و اجرای یک سویه برنامه به راستی حیرت آور است؛ وقتی خانم بحرینی می گوید که حداقل سن ازدواج در ایران قانونا ۱۳ سال است و حتی با رضایت پدر و حکم دادگاه، دخترکان کم سال تر هم می توانند قانونا ازدواج کنند (بر خلاف گفته های هیات جمهوری اسلامی در نشست سازمان ملل)، مجری بی بی سی با حالت متعجب می پرسد که جناب لاریجانی به این مساله پاسخ داده است و حتی جنابشان گفته است که دخترش هم نمی خواهد زودتر از ۳۰ سالگی ازدواج کند (دقیقه ۱۳ ام)!

در پایان، وقتی خانم بحرینی سخنی کوتاه در مورد نقض حقوق همجنس گرایان در ایران می گوید، خانم مجری بی بی سی مغلطه های لاریجانی در توجیه برخورد سنگدلانه با همجنسگرایان را واگویی دوباره می کند و البته فرصتی برای توضیح مغلطه های لاریجانی را به خانم بحرینی نمی دهد و لختی بعد هم برنامه پایان می یابد!

قضاوت  با شما!

ه‍.ش. ۱۳۹۳ آبان ۳, شنبه

یادآوری نظرات فاشیستی حسن روحانی و معاونانش در مورد مبارزه با بدحجابی و "بیمار" خواندن بدحجابان !

یکی از شیوه های مرسوم اصلاحطلبان رژیم اسلامی، گزینش سخنان سران رژیم در محتوای بحث برای توجیه عملکرد دولتمردان است. اگر امثال محمد خاتمی یا حسن روحانی سخنی متحجرانه و غیردموکراتیک بزنند، البته بدست این جماعت سانسور شده و ناچیز قلمداد می شود ولی اگر حرفی زیبا و به سبک تبلیغاتی انتخاباتی -شعاری- بگویند، در بوق و کرنا می شود!

باری! سخن از شیوه برخورد یکسویه حامیان رژیم اسلامی در گزینش سلیقه ای از سخنان و عملکرد دولتمردان رژیم است. برای مثال، زمانی که شیخ حسن روحانی در مشهد و در ﺩﺭ ﺟﻤﻊ ﮔﺮﻭﻫﯽ ﺍﺯ ﺍﯾﺜﺎﺭﮔﺮﺍﻥ ﻭ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩﻫﺎﯼ ﺷﻬﺪﺍ‏ سخنرانی می کند، ماله کشان دولت تدبیر و امید تنها بخشی از سخنان روحانی را نقل قول می کنند که گفته بود با حجاب کردن مردم و فرهنگ سازی  با ون، مینی‌بوس، پاسبان و سرباز نمی شود و با جدا سازی جنسیتی در دانشگاه ها هم مخالفت کرده بود.

اما همان ها که از حسن روحانی نقل قول کردند، اشاره ای نمی کنند که وقتی حسن روحانی سخنی از بی اثر بودن ون و پاسبان در برخورد با بی حجابی می زند، در جمله پیش از آن بی حجابی را "بیماری"  قلمداد کرده بود به زعمشان احتیاج به متخصصی برای درمان دارد!

همچنین، این بخش سخنان حجت السلام  ﺭﻭﺣﺎﻧﯽ در همان سخنرانی اش  سانسور شد که گفت:

 مردم ﺍﯾﻦ ﺳﺮﺯﻣﯿﻦ ﺑﺮﺍﯼ ﺣﺠﺎﺏ ﻭ ﻋﻔﺖ ﺟﻨﮕﯿﺪﻩ ﻭ ﻣﺒﺎﺭﺯﻩ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ و ﭘﯿﮑﺮﻫﺎﯼ ﺑﯽﺟﺎﻥ ﺭﻭﯼ ﺳﻨﮓﻫﺎﯼ ﻣﺴﺠﺪ ﮔﻮﻫﺮﺷﺎﺩ ﺑﻪ ﺯﻣﯿﻦ ﺍﻓﺘﺎﺩ٬ ﺍﻣﺎ ﺍﺯ ﻋﻔﺎﻓﺶ ﺩﻓﺎﻉ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺩﻓﺎﻉ ﻣﯽﮐﻨﺪ ﻭ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﮔﺬﺍﺷﺖ ﺁﻥ ﻣﯿﺮﺍﺙ ﺷﻮﻡ ﺧﺎﻧﺪﺍﻥ ﺟﻨﺎﯾﺘﮑﺎﺭ ﭘﻬﻠﻮﯼ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺳﺮﺯﻣﯿﻦ ﺧﻮﺩﻧﻤﺎﯾﯽ ﮐﻨﺪ‏.

اما صحبت حسن روحانی  در مورد اینکه نخواهند گذاشت که  بی حجابی و بد حجابی (که به زعم جنابشان میراث شوم خاندان پهلوی بوده است)  به چه معنی است؟ وقتی رییس جمهوری صحبت از خون دادن و پیکر های بیجانی -که جان بر سر مبارزه با بی حجابی داده اند- می زند و آن را به سیاست امروز ربط می دهد، آیا این جز به معنی خشونت گرایی در برخورد با بی حجابی است؟  

 بیمار قلمداد کردن بدحجابان را معاون حسن روحانی و سخنگوی دولت تدبیر و امید -محمد باقر نوبخت- هم تکرار کرد و با "بیمار" خواندن بی‌حجابی، فرمودند که این بیماری بدحجابی ابتدا سندروم بود، سپس ویروسی شد و دارد رشد می‌کند و اضافه کردند که دولت اعتدال وظیفه دارد که با این بیماری هولناک مقابله کند!

جنایت های اخیر اسید پاشی به دختران اصفهانی، موجی از نفرت و عصبانیت را در میان ایرانیان به نحوه برخورد خشن تندرویان مذهبی با مساله حجاب بوجود آورده است. مردم شجاع اصفهانی، از خشم به سر آمدند و برای اعتراض به این جنایت های زنجیره یی دست به تظاهرات زدند. تظاهراتی که طبق مرسوم، با واکنش شدید نیروی انتظامی جمهوری اسلامی تحت امر وزارت کشور دولت تدبیر و امید  مواجه شد و عده ای از معترضان بازداشت شدند.

اما واکنش معاون حقوقی حسن روحانی پس از این جنایت های زنجیره ای اسید پاشی چه بود؟ الهام امین زاده جنایت های اسید پاشی را به یک انتقام شخصی تقلیل داد و بالکل منکر خشونت گرایی در برخورد های نهی از منکری شد و فرمودند که حزب‌الله، قانونمدار و ولایتمدار است و به هیچ عنوان دست به چنین اقدامی نمی‌زند!



ه‍.ش. ۱۳۹۳ مهر ۳۰, چهارشنبه

مقایسه واکنش حسن روحانی پس از جنایت های اسید پاشی با واکنش باراک اوباما پس از حادثه فرگوسن


حملات  اسید پاشی به دختران اصفهانی، موجی از نفرت و عصبانیت را در میان ایرانیان به نحوه برخورد خشن تندرویان مذهبی با مساله حجاب بوجود آورده است. مردم شجاع اصفهانی، از خشم به سر آمدند و برای اعتراض به این جنایت های زنجیره یی دست به تظاهرات زدند.

اما واکنش نیروی انتظامی تحت نظارت وزارت کشور دولت تدبیر و امید  به این تظاهرات مسالمت آمیز مردمی خشمگین از چنان جنایت بی شرمانه ای چه بود؟ نیروی انتظامی سعی در متفرق کردن مردم داغدار اصفهانی  با شلیک گاز اشک آور کرد ودر نهایت هم  تعدادی از شرکت کنندگان بازداشت شدند. 

واکنش رییس جمهوری دولت تدبیر و امید به عنوان مسوول اجرای قانون اساسی چه بود؟ ایشان پس از یک هفته سکوت محض در مورد این جنایت های وحشتناک بدتر از داعش فرمودند: 
مبادا فردا که نخواهد بود، تحت لوای شعار زیبای امر به معروف و نهی از منکر در جامعه ما ناامنی آغاز شود چون اساس معروف، امنیت است و برای برادری و کرامت انسانی و احترام به یکدیگر مطرح شده است پس مبادا که منکر را تنها به یک مساله خلاصه کنیم و دروغ و تهمت، رشوه‌خواری و بورسیه تقلبی را منکر نپنداریم
این جملات به سبک تبلیغات انتخاباتی از سر تکلیف زده شده حجت السلام حسن روحانی را مقایسه کنید با واکنش پرزیدنت باراک اوباما پس از کشته شدن یک جوان سیاهپوست آمریکایی بدست پلیس شهر فرگوسن ایالت میسوری. اوباما تعطیلات تابستانی خود را نیمه تمام گذاشت و به پایتخت بازگشت و بارها نسبت به این حادثه از همان ابتدای کار واکنش نشان داد و به ملت آمریکا پیام فرستاد و سعی در تسکین خاطر شهروندان آمریکایی کرد. پرزیدنت اوباما از وزیر دادگستری آن کشور خواست تا با سفر به شهر فرگوسن ضمن ملاقات با مسوولان مربوطه، بطور مستقیم اوضاع بوجود آمده در آن شهر را از نزدیک بررسی کند. همچنین رییس جمهوری آمریکا فرستاده مخصوصی برای تحقیق بیشتر در مورد این حادثه تایین کرد و به محل فرستاد. همچنین پس از این حادثه، رییس جمهوری آمریکا دستور داد که شیوه توزیع تجهیزات نظامی میان نیروهای پلیس محلی بازنگری شود. حتی سه فرستاده دیگر رییس جمهوری آمریکا در مراسم خاکسپاری آن جوان سیاهپوست شرکت جستند.

مایه تاسف است که حجت السلام شیخ حسن روحانی پس از فوت مهدوی کنی در سن ۸۶ سالگی، پیامی بلند بالا در وصف رییس خبرگان رهبری می فرستد و دو روز اعلام عزای ملی می کند، اما برای جنابشان صحبت کردن پس از سکوت یک هفته ای در مورد جنایت های اسید پاشی اصفهان، در حد یاد کردن از بورسیه های غیر قانونی دولت قبلی است و کوچکترین وعده و قول جدی برای دنبال کردن این قضایا و التیام درد شهروندان اصفهانی نمی دهد!

*عکس از دویچوله فارسی است 

ه‍.ش. ۱۳۹۳ مرداد ۴, شنبه

مخالفت حجت السلام حسن روحانی با استفاده از نشان شیر و خورشید ایرانی به جای هلال احمر عربی


 به گفته دستیار ویژه رییس جمهوری، علی یونسی، حجت السلام حسن روحانی با استفاده مجدد از نشان شیر و خورشید به جای هلال احمر مخالفت کرده است چرا که به گفته او ، نماد هلال احمر  برای وحدت مسلمین نماد بهتری از شیر و خورشید است (منبع) . جدا از صحبت بر سر اهمیت نشان شیر و خورشید که به افتخار جمعیت شیر و خورشید ایران در سال ۱۹۲۲ به همراه صلیب سرخ و هلال احمر مورد پذیرش جهانی قرار گرفت، ضدیت ریاست جمهوری اسلامی با تاریخ و گذشته ایران حیرت آور است. البته چنان اظهارنظر هایی مسبوق به سابقه است و امثال خلخالی هم برای مثال  پیشنهاد استفاده از نام خلیج اسلامی به جای خلیج فارس را داده بودند تا به زعمشان، سبب پیوند جهان اسلام شود!

امروز  هم حسن روحانی، از میراث داران شیخ فضل الله نوری و ملا باقر مجلسی، است علم مبارزه با هر آنچه در تاریخ ایران غیر اسلامی بوده را بلند کرده است. البته از کسی که نام آبا و اجدادی ایرانی خود را برای عوام گرایی از فریدون به روحانی تغییر می دهد، کسی که مشروطیت را برآمده از اجتهاد و جهاد روحانیت می داند، کسی که می گوید رأی دادن مردم در انتخابات پیشین بیعت مجدد با آرمان های امام راحلش بوده، کسی که می گوید ساختمان دانشگاه آکسفورد را از حوزه علمیه کپی برداری کرده اند، کسی که در فکرش پیروزی های خلبانان ایرانی در نبرد های ابتدایی باعراق را مرتبط به گذاشتن نام های عربی چون کوثر ۱ بر روی موشک های هاگ و سیستم های آمریکایی پدافند ارتش وهمچنین وصل شدن به اهل بیت عصمت و طهارت و توجهات ولی عصر توجیه می کند و محمدی گیلانی را عالم ربانی خطاب می کند و  ... چه انتظاری بیش از این می شود داشت؟! هیچ

پینوشت-برای نویسنده جایِ پرسش دارد که چرا باید نشان شیر و خورشید را محدود به گروهی خاصی کنیم؟ آیا هیچ کدام از ما شکی‌ در تاریخی‌ بودن این نشان داریم؟ برای من عجیب است که همان‌ها که به گذشته خود می‌‌بالند و مراسم ملی‌ را بر گزار می‌‌کنند و اگر به تخت جمشید روند با احترام و تحسین است، امروز با نشان‌های همانجا سر جنگ دارند.

پرسش اینجاست که اگر شیر و خورشید سلطنت طلبانه است پس چرا سه رنگ سبز , قرمز و سفید پرچم نباشند ؟ اگه شیر و خورشید سلطلت طلبانه است پس چرا نوروز، چهار شنبه سوری و شب یلدا نباشند؟ شاید بشود ایران را تنها مملکتی دانست که بسیاری از مردمش و بخصوص نسل های جوان، تاریخچه پرچم خود را نمیدانند و به آن بی‌ مهری می ورزند!

ه‍.ش. ۱۳۹۳ تیر ۲, دوشنبه

"غبار حرم شاه خراسان" و پرچم "الله نشان" هم به یاری عجمیان نیامد!



نخستین بار که نام این گروه "عجم" را شنیدم، طنز تلخی در ذهنم نقش بست یادآور ایرانیان بخت برگشه مقهور اعرابی که به تحقیر،  "عجم" و گبر و ... خطاب می شدند؛ گرچه شنیدن چند آهنگ از این گروه که "شاه شهیدان" می گفتند و افتخار به "غبار قدم شاه خراسان" می کردند، نشانی از کنایه آمیز بودن نامشان را بریم تداعی نکرد.

باری!خبر رسیده که سه نفر از کسانی که در ویدئوکلیپ آهنگ جدید این گروه مقیم بریتانیا به نام "گل ایران" حضور داشتند، در ایران بازداشت شده اند (منبع). این ویدئو کلیپ، دختران و پسران جوانی خوشحال و شادان را نشان می دهد که پرچم الله نشان جمهوری اسلامی در دست، تیم ملی فوتبال خود را تشویق می کنند و متن شعر هم مضمونی بجز تشویق های مهیج فوتبالی  و حال و هوایی پهلوانی و درویشانه دارد؛ و گناه بازداشت شدگان را تنها می توان به بدحجابی و رقصیدنشان مربوط دانست.

جدا از گفتن از اینکه چقدر اندازه تحمل رژیم در برخورد با جوانان و اصولا شادی و سرور ملت، کم  و به شیوه طالبانی است، دلم به حال این جوانان می سوزد که از سر ساده دلی، پرچم جمهوری اسلامی را به دست گرفته بودند و شاید احساس امنیت می کردند که شرایط دوران روحانی کمی متفاوت شده است!

مقوله پرچم، مساله ای است که این روزهای جام جهانی فوتبال، فکر من را بیشتر به خود مشغول کرده است و مانده ام در کار ایرانیان رانده شده از وطنی که پرچم باعث و بانی آن را با افتخار به دست می گیرند؛ این را به حساب چه می توان گذاشت بجز ساده دلی و ساده اندیشی نسل های امروز ایران؟! همان ها که در جنبش سبز و زخم خورده از حکومت بودند ولی به لحظه ای، دل به دولتی دیگر از همان رژیم بستند و گویی که نه خانی آمد و نه خانی رفت و هلهله کردند و به رأی بنفش شان نازیدند.   

 

ه‍.ش. ۱۳۹۳ خرداد ۱۴, چهارشنبه

محسن نامجو: می خواستم بگویم که پادشاه بیخود کرد که از آن گذرگه گذشت!



بی بی سی فارسی مصاحبه ای با محسن نامجو در مورد آلبوم تازه اش "از پوست نارنگی مدد" انجام داده است که به نکاتی از آن می پردازم. نخست این پرسش است که آیا بی بی سی فارسی با دیگر هنرمندان هم به مناسبت های دیگر گفتگو هایی اینچنینی ترتیب می دهد یا آیا دلیل انجام این مصاحبه، یکی از آهنگ های جنجالی آلبوم نامجو در مورد رضا شاه است؟ نکته دوم اینکه جالب است که بی بی سی فارسی در هنگام یاد کردن از روحانیون در اخبار خود، عناوین کامل آنان را -آیت الله یا حجت السلام- با احترام می خواند، ولی نوبت به رضا شاه که می رسد، حتما باید "رضا خان" بگوید تا شاید حسی از زورمندی شاه را بتواند به رخ بکشد! نکته سوم، برخورد یکجانبه مصاحبه گر بود که با لبخند های شیطنت آمیزش، گفته های بی منطق نامجو در مورد رضا شاه را تایید می کرد که البته خلاف پرنسیپ خبرنگاری است.  

و اما در مورد آهنگ رضا خان محسن نامجو در پست پیشین این وبلاگ نوشته بود (از اینجا بخوانید) و تاسف خوردم که چطور هنرمندی که خود فراری از نظام اسلامی به دنیای مدرن است، همان حرف های جمهوری اسلامی در مورد مدرنیته را تکرار می کند و آن را مساوی با بی بند و باری می پندارد! دیدن صحبت های نامجو در مورد این ترانه، بیشتر برای من تاسف انگیز است؛ جایی که باز تفسیر متحجرانه و عقب مانده خود از مدرنیته را تکرار کرد (لینک مصاحبه نامجو با بی بی سی فارسی).

نامجو پیشتر و به دلیل خواندن آهنگی ما مضمون قرآنی، نامه‌ ای برای عذرخواهی‌، خطاب به مادر خود و "مراجع عظام" و "ملت مسلمان"، در وبلاگ خود گذاشته بود که چنان ابراز ندامتی حتی تاسف و انتقاد جمعی از اهل هنر و فرهنگ را برانگیخت (از اینجا بخوانید). باید دید که آیا در مورد این ویدئو، نامجو لااقل شهامت این را دارد که به زیاده روی خود و فحاشی به کسی که برای بسیاری از ایرانیان شخصیتی قابل احترام است، اعتراف کند؟!