هرچند نبینی تو ولی ملت ایران ..شیریست که بر پرچم خورشید نشان است

ه‍.ش. ۱۳۹۲ فروردین ۱۰, شنبه

ترجمه گفته های معصومه ابتکار (گروگانگیر سابق، معاون محمد خاتمی، جاعل مقاله و اصلاحات چی فعلی)


سال ۱۳۵۸,  گروهی از دانشجویان پیرو خط امام دست به گروگانگیری از سفارت امریکا در تهران زدند و مورد حمایت امام امت و البته دولتمردان آن زمان قرار گرفتند. امثال ابولحسن بنی صدر -سرپرست وزارت خارجه در آن زمان- که در نشریه خود به مدح و ثنای این عمل غیر عاقلانه  پرداخت (منبع +) از درک آن عاجز بودند که داغ آن تا چند نسل بعد هم بر پیشانی ملت ایران می ماند و هزینه آن بر گرده همان ملت است.

نام سرکار خانم معصومه ابتکار هم در کنار نام هایی چون ابراهیم اصغر زاده در بحران گروگان گیری بر سر زبان افتاد و جالب که هر دوی آنان هم در نهایت به عضویت در شورای شهر تهران رسیدند و از مواهب مادی و معنوی آن برخوردار شدند. خانم ابتکار -خواهر مری گروگانگیر- تنها ۱۸ سالی داشتند که به لطف اقامت چند ساله اش در آمریکا (و تسلط نسبی بر زبان انگلیسی) به عنوان سخنگوی گروگان گیران انتخاب شدند. انتخابی که در نفس خود، نشان از ناپختگی و بی عقلی دانشجویان پیرو خط امام داشت. پاسخ های نابخردانه و ساده انگارانه معصومه ابتکار در مقابل خبرنگار خارجی  نه فقط نشان از بی تجربگی (و حتی بلاهت فکری ایشان) داشت که تمام اعمال به اصطلاح دانشجویان گروگان گیر را هم بیشتر زیر سوال برد. 

ایشان در پاسخ به خبرنگار خارجی که گروگان گیری را مخالف تمام قوانین بین المللی خواند به خیال خود دست به توجیه زد و از نظام امپریالیستی آمریکایی گفت که در ایران جاسوسی می کرده و می خواسته است که تمام منابع اجتماعی، سیاسی و اقتصادی مملکت را به نفع خود کنترل کند؛  در نهایت هم ایشان به قول خودش جنایات های شاه را به میان کشید! خانم معصومه ابتکار از ۶۰،۰۰۰ شهید  و ۱۰۰،۰۰۰  معلول  به جامانده از جنایات های شاه می گوید و کشوری که به دست شاه  نابود شد و توجیه می کند که اسارت دیپلمات های آمریکایی -گرچه نقشی در کار نداشتند- موجه است!

در ادامه مصاحبه، معصومه ابتکار از جهاد مقدس و نامیرایی اندیشه اسلام و شهدا می گویند. ایشان می گوید که به راحتی حتی به دست خودش حاضر به کشتن گروگان ها است و به گفته ایشان  اگر شاه به ایران بازگردانده نشود گروگان ها  در دادگاه های اسلامی محاکمه و محکوم می شوند. هنگامی که مصاحبه گر از اثرات مخرب روانی چنان گروگان گیری بر روان دیپلمات های آمریکایی می پرسد، باز هم سوال را با سوال پاسخ می دهد و به تخیلات اغراق آمیز خود از دوران شاه می پردازد تا گروگانگیری را توجیه کند. 

بیش از سه دهه از اشغال سفارت امریکا می گذرد و شرمساری از آن هنوز بر شانه نسل های جدید ایران سنگینی می کند و ایران هنوز هم هزینه های سیاسی آن را می پردازد. امثال معصومه ابتکار البته آینده خود را ساختند و وارد بازی قدرت شدند. خانم معصومه ابتکار جوانسال به عنوان نخستین دختر ایرانی وارد هیات دولت شد و پس از آن هم پله های ترقی را در دولت سید محمد خاتمی پیمود. البته امروز ایشان در کنار پست های سیاسی، مدرس دانشگاه هستند و به کار تحقیق مشغول اند. گرچه چند سالی پیش بود که  در نشریه بسیار معتبر NATURE عنوان شد که ایشان (با عنوان معاونت ریاست جمهوری ایرانی) در مقاله تحقیقاتی خود تقلب (Plagiarism) کرده است که سبب شد  ضربه بزرگی به حیثیت آکادمیک دانشگاه های ایران وارد شود.



ه‍.ش. ۱۳۹۲ فروردین ۳, شنبه

سه دهه تحریم در خوشی و لذت از زندگی؛ ارمیا، گلشیفته و جامعه ایرانی


شاید دها سال باید بگذرد تا بتوان تاوان آنچه را که بر فرهنگ و اخلاق جامعه ایرانی پس از انقلاب ۵۷ رفت را داد. بیش از سه دهه "اجبار" در پوشش و سرکوب آزادی های اجتماعی، ترویج فرهنگ پنهان کاری و ظاهر سازی و دروغ گویی، بنیان اخلاق جامعه ایرانی را بهم ریخته است. دو مثال گلشیفته و آرمیا را می توان دو نشانه روشن از این خسران اخلاق جامعه ایرانی  دانست ناشی ازآنچه بر مردم ایران از سر اجبار و زور و تحریم در خوشی و لذت از زندگی آمده است. 

با انتشار عکس هایی نیمه برهنه از گلشیفته، هنرمند جوان و با استعدادی که ناچار از فشار های حکومتی ترک دیار کرده بود، تا مدت ها دنیای مجازی ایرانیان مشغول شد و صدها ساعت بحث و گفتگو و جدل و تحلیل و تفسیر را طلب کرد.  

به تازگی هم برنده شدن بانویی جوان -ارمیا- که پوششی نیمه اسلامی دارد (و در تظاهر به اجرای دستورات دینی از مصاحفه و در آغوش کشیدن مردان پرهیز می کند) در مسابقه پراعتبار و پربیننده آکادمی گوگوش خبر ساز شد. جایی که صحبت بر سر پوشش او در حالت عادی نمی بایست این اندازه مورد توجه قرار بگیرد در میان ما  مخالفین و موافقینی ساخت که به بحث و جدل بنشینند و کار به دعوا و مرافعه بیانجامد. در شکل طبیعی آن صحبت از عقیده و دین و پوشش دیگری غیر معقول و نامربوط است ولی همین مسایل حتی می تواند (که توانست) سرانجام انتخاب برنده این مسابقه را رقم بزند و به عقیده برخی از اهل فن، چنان انتخابی بیشتر ناشی از حاشیه های آن بود تا استعداد و تسلط بر ظرافت ها و تکنیک های هنری و موسیقیایی.


فیسبوک  خورشیدنشان

ه‍.ش. ۱۳۹۱ اسفند ۲۵, جمعه

آیا بریتانیا از حتی پیکر بیجان رضا شاه وحشت داشت؟!


رضا شاه بزرگ در پایان شکست در مخاصمه ای تحمیلی با قدرتمند ترین نیروهای زمان خود -بریتانیا و روسیه- به ژوهانسبورگ تبعید شد تا پایان عمر خود را دور از وطنی بماند که  از زمانه سیاه قجری به دوران مدرن عصر حاضر هدایتش کرد. پادشاه ایران، تا آخرین لحظات عمر پیگیر مسایل کشورش بود و امید به شنیدن اخبار خوشی از وطن داشت. ۴ مرداد ۱۳۲۳، رضا شاه بر اثر بیماری قلبی ناشی از رنجی که از دوری از وطن داشت درژوهانسبورگ  بدرود حیات گفت. پیکر مومیایی شده اش به مصر برده شد تا در مسجد رافعی قاهره به ودیعه گذاشته شود.

ولی بریتانیای کبیر حتی از پیکر بیجان پادشاه مستعفی ایران هم وحشت داشت و بردنش به ایران را بر نمی تابید که حتی از  برتن کردن و بهمراه بردن لباس های نظامی و تشریفاتی رضا شاه بزرگ هم در هراس بود. هفت سال پس از آن بود که پیکر رضا شاه در لباس نظامی اش به وطن باز گردانده شد تا  ۲۸ سالی بعد که متجاوزانی دیگر، تاب بودنش در وطن را نیاورند.