هرچند نبینی تو ولی ملت ایران ..شیریست که بر پرچم خورشید نشان است

ه‍.ش. ۱۳۹۲ اردیبهشت ۹, دوشنبه

هاشمی رفسنجانی، فریبکاری سیاس در قبای اصلاحی گری و اعتدال



علی اکبر هاشمی رفسنجانی بهرمانی نوقی، آخوندی که بیش از دو دهه بر اریکه قدرت نهان و آشکار مملکت نشسته  بود و ازهیچ  خباثت و حقه و کلک و جنایتی درافزودن به قدرت خود و حفظ  آن کوتاهی نمی کرد، می گوید : "هیچ دولت دیکتاتوری نمی تواند در دنیا موفق  شود". جمله راست است و زیبا گرچه شنیدن آن از کسی چون جناب رفسنجانی خنده آور است.   

طوری حرف می زند گویی که مشکلات کشور تنها هشت سالی است که بوجود آمده و پیش از آن و بخصوص در دولت هشت ساله اش، ایران گلستان بود. خود را محور اعتدال می داند و با شکسته نفسی از اینکه دیگران او را تنها راه برون رفت از اوضاع کنونی و "شاه کلید مشکلات" می دانند احساس شرمندگی می کند. به شکلی حرف می زند که گویی در دوران قدرتمداری ایشان، نه از بنیاد گری های اسلامی و انقلابی و عملیات تروریستی اثری مانده بود که جنابشان با تنش زدایی، ایران را دوست تمام جهان کرده بود!

هاشمی رفسنجانی، همان که (با وقاحت) عامل قتل های زنجیره ای را با خود به حج می برد و به بازماندگان قتل های زنجیره ای دهن کجی می کند. هم او که  آن زمان که سر مست از باده قدرت بود حتی انتقادی را بر نمی تافت و دستور به حبس نویسندگان نامه انتقادی به خود را داد و می گفت که می خواهد رویشان را کم کند. همان که مخالفت خود را با جنبش مردم سالاری و اصولاً هر تغییر ساختاری در رژیم سیاسی ایران بارها  به صراحت بیان کرده بود و "مکتب ایرانی" را کوبید. همان هاشمی رفسنجانی که امروز در قبای عاریه اصلاحات و اعتدال است و ناز می کند که نامزد انتخابات ریاست جمهوری بشود یا نه!

شاید هم نظام در فکر معامله ای پشت پرده با عالیجناب سرخپوش است بر سر حفظ اموال دزدی خاندانش و فرزندان ناخلف و بدنامی که امروز مغضوب اند. شاید هدف تنها گرم کردن تنور انتخابات برای یک تدارکات چی چهار ساله دیگر است (پس از اعلام انصراف محمد خاتمی از کاندیداتوری) و چه گزینه ای بهتر از پیرمرد هشتاد ساله سیاس ای که خوب می داند چه موقع برای حفظ منافع اش به دست بوسی ارباب قدرت برود.

ه‍.ش. ۱۳۹۲ فروردین ۲۱, چهارشنبه

از اعتصاب غذای مهدی خزعلی دفاع کنم یا نکنم؟!



می گویند که چند ماه در اعتصاب غذاست، از آن سو می شنویم که چنین کاری از بشر ناممکن است ولی آیا این احتمال می رود  که در بازه های زمانی، با سرم غذایی یا خوراندن اجباری غذا و دارو سر پا مانده باشد؟! از سوی دیگر پس از اعتصاب غذای قبلی و آزادی اش، به کوهنوردی می رفت و سرحال نشان می داد! خود می گوید که حافظ نظام است و بجز اصلاحاتی جزیی خواسته ای ندارد! خواسته هایش در پی اعتصاب غذا مشخص نیست و البته  فرزند یکی از متحجر ترین و ضد ایرانی ترین رجل نظام است. کارنامه اش از "هویت" مخدوش مانده  ولی می گویند که به دنبال آزادی بیان و احقاق حقوق انسانی شهروندان (به زعم خود) است.

و اما من؛ 

نه فقط از عقاید و آرای امثال خزعلی که از ظاهر آنان هم بی زارم که مرا به یاد هزاران خاطره تلخ از وطن می اندازد. اطمینانی به او و آنان ندارم و به هر چه می گویند با تردید نگاه می کنم؛

 ولی 

او را محکوم نمی کنم که در جایگاه قضاوت نیستم،
آرزوی جانش ندارم، آرزوی زجرش ندارم که در آن صورت من هم از قماش زندانبانان می بودم . 

به او، هدفش، سخنش و پیامش به شک و تردید می نگرم ولی از حقوق انسانی اش - به عنوان یک شهروند ایرانی در بند- حمایت می کنم.

ه‍.ش. ۱۳۹۲ فروردین ۱۸, یکشنبه

آقای مطهری! بدنبال گرفتن رضایت برای مجرمانید یا اجرای عدالت؟!

سابقه مجلس شورای اسلامی و به خصوص دو دوره گذشته آن چنان خراب است که به حرکتی چون فراخواندن وزیر کشور به مجلس در مورد پرونده قتل ستار بهشتی هم به دیده شک نگاه می شود. کارنامه علی مطهری -طراح سوال از مصطفی نجار-  در دفاع از حق موکلان خود (مردم)  بسیار ضعیف است و دغدغه اش در موردی  چون  احضار احمدی نژاد به مجلس و طرح سوال از او، نه احقاق حق مردم و دفاع از منافع بر باد رفته مملکت که موارد بی اهمیتی چون قهر چند روزه احمدی نژاد از رهبر یا گفتنش از مکتب ایرانی (و نه اسلامی) و سفرهای خارجی اسفندیار رحیم مشایی  بودند! احضار وزیر کشور هم این بار می تواند تنها از سر منازعات سیاسی و جنگ قدرت با دولت احمدی نژاد باشد و نه از درد وطن  که مسبوق به سابقه است.

جناب مطهری می فرمایند که :
این سوال درباره مرگ ستار بهشتی (وبلاگ نویس) است. انتظار داشتیم از خانواده ستار بهشتی و مردم عذرخواهی شود و رضایت خانواده او گرفته شود که البته این کار انجام نشد.
 باید از ایشان پرسید که چرا باید به دنبال گرفتن رضایت از خانواده ستار و بستن پرونده بود و نه محاکمه مسببین آن و اجرای عدالت؟ جالب است که علی مطهری در نهایت، عدالت را در عذرخواهی نیروی انتظامی کافی می داند که شاید به زعم ایشان سبب شود که قائله ختم به خیر گردد و هیچ  لکه ای بر پیکره نظام مقدس جمهوری اسلامی نماند! چنین سخنانی که شاید بیشتر نمک بر زخم مادر ستار بپاشد که از ناعدالتی ها و اجرا نشدن قانون، پیشتر تهدید به خودکشی در مقابل مجلس کرده بود.