![]() |
| اثر مانا نیستانی |
دیدن فیلم چند دقیقه ای که کودکان در حال جان دادن را بر تخت درمانگاه نشان می داد البته برای هر انسان سالم النفسی دردناک است. گرچه در همین فیلم چند دقیقه ای سبب ساز آرایش جنگی فوری امریکا و بریتانیا ابهاماتی هم وجود دارد. در جنایتکار بودن رژیم بعث سوریه و شخص بشار اسد شکی نیست ولی آیا استفاده از سلاح شیمیایی توسط ارتش آن کشور که مجهز به سلاح های پیشرفته متعارف است در زمانی که به پیروزی هایی هم دست یافته بود ابهام برانگیز نیست؟ استفاده از سلاح شیمیایی که به کرات توسط امریکا و متحدانش خط قرمز قلمداد شده بود و تهدید به حمله نظامی یکجانبه در صورت بکارگیری آن کرده بودند.
ابهام زمانی بیشتر می شود که حتی پیش از اعلام گروه تحقیق سازمان ملل که به محل اعزام شده بودند، رییس جمهوری آمریکا و نخست وزیر بریتانیا رسما رژیم سوریه را متهم به استفاده از آن کردند و ارتش های این دو کشور آرایش جنگی گرفتند و به سمت دریای مدیترانه گسیل شدند. این در حالی است که تحقیقات دقیق سازمان ملل می تواند صحت این ادعا را ثابت کند بخصوص که در فیلم یاد شده، هیچ کدام از یاری دهندگان در درمانگاه، لباس حفاظتی یا ماسک تنفسی نداشتند و به طور حتم در صورت صحت حمله شیمیایی، خود آنان هم آلوده شده اند و شناسایی آن افراد و آزمایش از آنان به آسانی ممکن است. بدترین تصوری که می توان کرد این می تواند باشد که حمله شیمیایی، توطئه ای برنامه ریزی شده و برای دادن بهانه به امریکا و متحدانش برای دخالت خارجی و به بهانه کشته شدن نزدیک به ۳۰۰ انسان بی گناه صورت گرفته باشد که این ادعا هم قابل بررسی است.
از سوی دیگر به عنوان یک ایرانی، در جریانات سالهای اخیر سوریه بجز جانبه انسانی آن باید منافع کشورم و سود و زیان دهی حمایت یا عدم حمایت از حمله ممالک غربی به سوریه را هم در نظر بگیرم. متاسفانه رابطه گسترده رژیم اسلامی و سوریه نه تنها با منافع جمهوری اسلامی عجین شده است که منافع ایران در سالهای آینده را هم می تواند تحت الشعاع قرار دهد. ایران (ایرانیان) همین امروز هم به دلیل حمایت همه جانبه رژیم حاکم بر ایران از رژیم اسد در سالهای اخیر، مورد شماتت که حتی نفرت نیروهای مخالف دولت سوریه است.
آنچه که شاید حتی برای ما ایرانیان مهم جلو نمی کند، تکلیف میلیاردها دلار
کمکهای بلاعوض و سرمایه گذاری جمهوری اسلامی در سوریه (به قولی به بیش از ۱۹ میلیارد دلار) است*. این نگرانی
وجود دارد که پس از آزادی این کشور از دست بشار اسد، دولتمردان جدید آن کشور (که لزوما هم دموکرات نخواهند بود!) از زیر بار پرداخت
معوقات خود به ایران سرباز زنند و آن را به حساب شریک بودن جمهوری اسلامی
با بعثیان سوری بگذارند؛ همانطوری که برهان غلیون -رییس اسبق شورای ملی
معترضان سوریه- گفته بود که چنانچه این شورا بتواند در سوریه به قدرت
برسد، روابط دمشق با ایران را قطع خواهد کرد. (+) آتش زدن
پرچم های جمهوری اسلامی (از اینجا ببینید) به دست مردم سوریه یا اصرار این شورا بر اشتباه بکار بردن نام خلیج همیشه فارس این نگرانی را
هم ایجاد می کند که در بودن حس تنفر از دولتمردان جمهوری اسلامی، منافع
ملی ایرانیان در فردای تغیر رژیم سوری آسیب جدی ببیند.
* یکی از قرارداد های ترکمانچای رژیم جمهوری اسلامی با سوریه در سال ۱۳۷۸ بود که در آن بدهی های میلیاری سوریه به اقساط ده ساله تقسیم شده است و پرداخت آن هم با واحد پول سوری (لیره) و بدون کارمزد انجام شود. این تمام قرارداد نبود که ایران تعهد کرد که از اعتبار اقساط طلب هایش، در خرید زمین و ساختمان سفارت، محل اسکان سفیر، ساخت بیمارستان، مدرسه و مرمت و نگهداری اماکن مذهبی در سوریه صرف کند. این حاتم بخشی یعنی اینکه حساب تسویه بجای ایران (کشور طلبکار) در نزد بانک مرکزی سوریه (کشور بدهکار) ایجاد شده بود. (+) این حساب ها سوا از میلیاردها دلار کمک بلاعوض دولت ایران به سوریه با فروش نفت ارزان قیمت و رایگان و ارسال تجهیزات نظامی بوده است.
* یکی از قرارداد های ترکمانچای رژیم جمهوری اسلامی با سوریه در سال ۱۳۷۸ بود که در آن بدهی های میلیاری سوریه به اقساط ده ساله تقسیم شده است و پرداخت آن هم با واحد پول سوری (لیره) و بدون کارمزد انجام شود. این تمام قرارداد نبود که ایران تعهد کرد که از اعتبار اقساط طلب هایش، در خرید زمین و ساختمان سفارت، محل اسکان سفیر، ساخت بیمارستان، مدرسه و مرمت و نگهداری اماکن مذهبی در سوریه صرف کند. این حاتم بخشی یعنی اینکه حساب تسویه بجای ایران (کشور طلبکار) در نزد بانک مرکزی سوریه (کشور بدهکار) ایجاد شده بود. (+) این حساب ها سوا از میلیاردها دلار کمک بلاعوض دولت ایران به سوریه با فروش نفت ارزان قیمت و رایگان و ارسال تجهیزات نظامی بوده است.















