هرچند نبینی تو ولی ملت ایران ..شیریست که بر پرچم خورشید نشان است

ه‍.ش. ۱۳۹۳ تیر ۲, دوشنبه

"غبار حرم شاه خراسان" و پرچم "الله نشان" هم به یاری عجمیان نیامد!



نخستین بار که نام این گروه "عجم" را شنیدم، طنز تلخی در ذهنم نقش بست یادآور ایرانیان بخت برگشه مقهور اعرابی که به تحقیر،  "عجم" و گبر و ... خطاب می شدند؛ گرچه شنیدن چند آهنگ از این گروه که "شاه شهیدان" می گفتند و افتخار به "غبار قدم شاه خراسان" می کردند، نشانی از کنایه آمیز بودن نامشان را بریم تداعی نکرد.

باری!خبر رسیده که سه نفر از کسانی که در ویدئوکلیپ آهنگ جدید این گروه مقیم بریتانیا به نام "گل ایران" حضور داشتند، در ایران بازداشت شده اند (منبع). این ویدئو کلیپ، دختران و پسران جوانی خوشحال و شادان را نشان می دهد که پرچم الله نشان جمهوری اسلامی در دست، تیم ملی فوتبال خود را تشویق می کنند و متن شعر هم مضمونی بجز تشویق های مهیج فوتبالی  و حال و هوایی پهلوانی و درویشانه دارد؛ و گناه بازداشت شدگان را تنها می توان به بدحجابی و رقصیدنشان مربوط دانست.

جدا از گفتن از اینکه چقدر اندازه تحمل رژیم در برخورد با جوانان و اصولا شادی و سرور ملت، کم  و به شیوه طالبانی است، دلم به حال این جوانان می سوزد که از سر ساده دلی، پرچم جمهوری اسلامی را به دست گرفته بودند و شاید احساس امنیت می کردند که شرایط دوران روحانی کمی متفاوت شده است!

مقوله پرچم، مساله ای است که این روزهای جام جهانی فوتبال، فکر من را بیشتر به خود مشغول کرده است و مانده ام در کار ایرانیان رانده شده از وطنی که پرچم باعث و بانی آن را با افتخار به دست می گیرند؛ این را به حساب چه می توان گذاشت بجز ساده دلی و ساده اندیشی نسل های امروز ایران؟! همان ها که در جنبش سبز و زخم خورده از حکومت بودند ولی به لحظه ای، دل به دولتی دیگر از همان رژیم بستند و گویی که نه خانی آمد و نه خانی رفت و هلهله کردند و به رأی بنفش شان نازیدند.   

 

ه‍.ش. ۱۳۹۳ خرداد ۱۴, چهارشنبه

محسن نامجو: می خواستم بگویم که پادشاه بیخود کرد که از آن گذرگه گذشت!



بی بی سی فارسی مصاحبه ای با محسن نامجو در مورد آلبوم تازه اش "از پوست نارنگی مدد" انجام داده است که به نکاتی از آن می پردازم. نخست این پرسش است که آیا بی بی سی فارسی با دیگر هنرمندان هم به مناسبت های دیگر گفتگو هایی اینچنینی ترتیب می دهد یا آیا دلیل انجام این مصاحبه، یکی از آهنگ های جنجالی آلبوم نامجو در مورد رضا شاه است؟ نکته دوم اینکه جالب است که بی بی سی فارسی در هنگام یاد کردن از روحانیون در اخبار خود، عناوین کامل آنان را -آیت الله یا حجت السلام- با احترام می خواند، ولی نوبت به رضا شاه که می رسد، حتما باید "رضا خان" بگوید تا شاید حسی از زورمندی شاه را بتواند به رخ بکشد! نکته سوم، برخورد یکجانبه مصاحبه گر بود که با لبخند های شیطنت آمیزش، گفته های بی منطق نامجو در مورد رضا شاه را تایید می کرد که البته خلاف پرنسیپ خبرنگاری است.  

و اما در مورد آهنگ رضا خان محسن نامجو در پست پیشین این وبلاگ نوشته بود (از اینجا بخوانید) و تاسف خوردم که چطور هنرمندی که خود فراری از نظام اسلامی به دنیای مدرن است، همان حرف های جمهوری اسلامی در مورد مدرنیته را تکرار می کند و آن را مساوی با بی بند و باری می پندارد! دیدن صحبت های نامجو در مورد این ترانه، بیشتر برای من تاسف انگیز است؛ جایی که باز تفسیر متحجرانه و عقب مانده خود از مدرنیته را تکرار کرد (لینک مصاحبه نامجو با بی بی سی فارسی).

نامجو پیشتر و به دلیل خواندن آهنگی ما مضمون قرآنی، نامه‌ ای برای عذرخواهی‌، خطاب به مادر خود و "مراجع عظام" و "ملت مسلمان"، در وبلاگ خود گذاشته بود که چنان ابراز ندامتی حتی تاسف و انتقاد جمعی از اهل هنر و فرهنگ را برانگیخت (از اینجا بخوانید). باید دید که آیا در مورد این ویدئو، نامجو لااقل شهامت این را دارد که به زیاده روی خود و فحاشی به کسی که برای بسیاری از ایرانیان شخصیتی قابل احترام است، اعتراف کند؟!


ه‍.ش. ۱۳۹۳ خرداد ۱۲, دوشنبه

ژست های روشنفکری با چاشنی تحجر و کوته بینی، حکایت شاهکار تازه محسن نامجو!


ترانه جدید محسن نامجو با "میدون انقلاب باش، میدون انقلاب باش" آغاز می شود، که شاید فقط تیپ هایی از جنس خود نامجو بتوانند تفسیرش کنند. جدا از لحن گزنده محسن نامجو در مورد رضا شاه، صحنه هایی در ویدئو است که نمیتوان به راحتی از آن گذاشت و باید در حال و احوال هنرمندانی چون نامجو کنکاش  کرد که چطور چنان تصوراتی مشمئزکننده را دارند که تنها از یک انسان متحجر انتظار می رود. 

آیا تصور نامجو ها از کشف حجاب و آزادی زنان ، بی بندو و باری است؟ جایی که نامجو از کشف حجاب می خواند و در همان ثانیه هم صحنه ای  از یک فیلم فارسی نشان داده می شود که زنی در حال لخت شدن است! ای وای بر ما که هنرمندان به اصطلاح پیشرو ما چنان سطحی و قشری می اندیشند! وای بر ما که هنرمندانمان, سنگ حسن مدرس متحجری را بر سینه بزنند که می گفت زنان لیاقت رأی دادن ندارند.

عقده گشایی از جنس نامجو! گفتن مداوم از مدرنیته و نشان دادن همزمان تصویری از رقص زنان و فیلم های فارسی که نشان بیننده اش بدهد که مدرنیته مساوی است با بی بند و باری. و چرا باید همان حرفی را که جمهوری اسلامی بیش از سه دهه است در گوشمان می کند از زبان هنرمندی که سال ها است از دست همان حکومت آواره شده است تکرار شود؟! در زمان پس از دوران سیاه قجری که زن نه آزادی داشت و نه دخالتی در اجتماع و بیرون از خانه، که حتی حق انسانی‌ هم  برایش قایل نبودند و حکم وسیله را در آشپز خانه و بستر پیدا کرده بود، رضا شاه سخت‌ترین کار عمرش را کرد که به ایرانیان نگویند وحشی و عقب افتاده و نیمی از ایرانیان که اسیر در خانه بودند وارد اجتماع شوند و به دانشگاه بروند و تحصیل کنند. اینها البته به چشم محسن نامجو وسازنده ویدئو اش، بی بندو باری است و گناهی نابخشودنی!

هنرمند مشهور ما البته یک عقده گشایی هم از جمشید مشایخی می کند و صحنه هایی از او در فیلمهای پیش از انقلاب نشان می دهد که به تصویری از رضا عطاران میکس شده است. داستان مربوط به انتقاد مشایخی از عطاران بود که جناب نامجو و کارگردان ویدئو، طعنه ای به مشایخی می زنند تا مثلا نشانش دهند که در چه سبک فیلم های بی بند و باری بازی می کرده است؛ و این اوج حقارت نامجو در این تازه ترین آثرش است. 

ادامه ویدئو هم البته حتی ارزش تفسیر و واگویی را هم ندارند و توهمات هنرمندی را نشان می دهد که در شهرت یکباره به دست آورده اش گم شده است؛ داستان هنرمندی فراری از جمهوری اسلامی که به نام میدان امام حسین اش می نازد و سوره های قرآن را ترانه می کند!