هرچند نبینی تو ولی ملت ایران ..شیریست که بر پرچم خورشید نشان است

۱۳۹۰ شهریور ۲۶, شنبه

از خرس‌های قهوه‌ ای و قانون ضدّ سگی‌ در مجلس تا یک تصویر از کشوری غربی



همه دیدیم آن ویدیو که ۲-۳ حیوان (در ظاهر انسان!) به جان خرسِ مادر و دو توله‌اش می‌‌افتند و زجرکششان می‌‌کنند. می‌‌گویند که به باوری خرافی خرس‌های قهوه‌ی را کشتند که لعنت به‌ آنها و به باورهایشان. باور ایرانیان کهن به طور حتم این چنین نبود و اجدادمان نخستین در جهان بودند که حیوانات را رام و دوستِ خودشان کردند. بله! هیچ می‌‌دانستید که ایرانیان نخستین بودند که اسبان سرکش را مطیع خود ساختند؟ بحثِ تاریخی‌ آن به درازا است و ‌می شود از نقش‌های حیوانات بر تختِ جمشید گفت و یا سنگ نبشته‌های پادشاهان اشکانی که شاهپورِ ایران برای کشتار شیران مجازات مرگ گذاشته بود!

ایرانیان امروز ولی‌ انگار شباهتی با اجداد خود ندارند. اجدادی که دروغ آنچنان برایشان مذموم بود که کوروش شاه حتی برای حفظ جان خود هم حاضر به گفتن دروغی مصلحتی نشد و البته واژگان ناپسند در ادبیات پارسی‌ کهن نبودند. ولی‌ امروز چه؟ انگار تمام نیکویی ها یمان را به باد دادیم و به بی‌ آذرمی رسیدیم!

کشوری که سگان و گربه‌ها هم در آنجا باید در خیابان سنگ بخورند و گنجشکان هم اگر به چشم آیند شکار شوند و آن هم برای تفریح است. تفریح که حتی نه و شاید برای خالی‌ کردن دق دلی شان که با سلاح‌های جنگی به جان حیوانات و پرندگان افتادند و آنچه هم باقی‌ مانده است برای سرگرمی شیوخ عرب در تیررس اشان گذاشتند.

 مملکتی داریم که در مجلسش، وکلای مردم به شور می‌‌نشینند و قانون می‌‌گذرند که به گردش بردن حیوانات خانگی ممنوع شود. بله! همان کشوری که سگ نجس است و به هزار دریا هم پاک نمی‌‌شود و محکوم است به اذیت شدن و جدیداً هم که کشته شدن و یا مقطوع النسل شدن!

در یکی‌ از نوشته‌های پیشینم  کمی‌ به این سوژه پرداختم و با یکی‌ از دیده‌های خود در خارج از کشور مقایسه کردم. سگی‌ را دیده بودم پیر و شانزده ساله که دو پای عقبش به سبب بیماری بی‌ حرکت مانده بودند. صاحبش بر روی ویلچر-مانندی به این سو آن سو می‌‌بردش و با چه محبتی! نوشته بودم که از آن بانو پرسیدم که چرا جانش نمی‌‌ستاند که شرمسارم کرد و گفت "سگش تا هر زمان که بخواهد زنده بماند باید باشد و زندگی‌ کند".

یعنی اگر آن فیلم کذایی قتل فجیع خرس‌ها را نشان آن بانو می‌‌دادم، چه قضاوتی در مورد من و کشوری که از آنجا آمده‌ام می‌‌کرد؟

لینک نوشته در وبسایت بالاترین

۲ نظر:

  1. میم ف از ویرجینیا۲۷ شهریور ۱۳۹۰، ساعت ۰:۳۴

    بله دوست عزیز!!! تا زمانی که ما نتوانیم با حیوانات درست رفتار کنیم رفتارمان با انسان هم از همان قماش خواهد بود!!! قطعا حد، تعزیر و هزاران شکنجه دیگر تحفه های یک تفکر فناتیک است

    پاسخحذف
  2. سلام دوست عزیز
    بیست و یکم سپتامبر،یعنی فردا روز بین المللی صلح است. از تمام دوستان وبلاگ نویس می خواهم با نوشتن مطلبی به استقبال این روز مهم بروند و سهم خود را در آگاه سازی این روز مهم، ادا کنند
    بسیار زشت است که جامعه ایرانی و فارسی زبان، از این روز مهم بی خبر بماند.

    مدیریت بالاترین قول داده است که اگر چند مختلف در اینباره نوشته شود، فردا در صفحه اول بالاترین یک قسمت را به این لینک ها اختصاص دهد.

    لطفا آدرس نوشته خود را برای من بفرستید، اگر خودتان آنرا در بالاترین لینک کرده اید که آدرس لینک را بدهید، اگر نه من از طرف شما ارسالش می کنم.
    اگر حوصله نوشتن مطلب خاصی را ندارید، حداقل همین مطلب و نوشته مرا کپی کنید و در وبلاگ خود بگذارید.

    برای توضیحات بیشتر این نوشته مرا بخوانید،
    http://gomnamian.blogspot.com/2011/09/blog-post_12.html

    چقدر از روز صلح می دانید؟ روز بیست و یکم سپتامبر، به همت یک جوان پرشور، توسط سازمان ملل به عنوان روز صلح در نظر گرفته شده است، برای دانستن اثرگذاری این روز، کافیست توجه کنیم که حتی طالبان نیز به آن وفادار مانده اند و و به دلیل صلحی یک روزه ای که برقرار شده است، یک و نیم میلیون کودک افغان، به یمن این روز از نعمت واکسن برخوردار شدند.

    این وظیفه ما وبلاگنویسان است که این روز را پاس بداریم و توجه همه را به آن جلب کنیم.

    روز صلح توسط مستند ساز بریتانیایی و جرمی گیلی در سپتامبر 1999 بنیان نهاده شده است. آرمان این بنیاد خیریه این بوده است که جنگ را در تمام دنیا برای یک روز در سال، متوقف کنند.

    در هفتم سپتامبر 2001، تلاش های این گروه به ثمر نشست و سازمان ملل بیست و یکم سپتامبر هر سال را طبق قطعنامه ای روز صلح نامیده است.

    همه ساله در این روز، هنرمندان و موسیقی دانان به برگزاری کنسرتی بزرگ اقدام می کنند. شرکت های بزرگی چون اسکایپ، کوکا کولا و پوما به جهت حمایت از این روز، اسپانسر تبلیغاتی این کمپین هستند.

    جرمی گیلی ، از سال 1998 با تمام توان تلاش کرده است که با کمک سازمان های غیر دولتی و دانشجویان و نمایندگان دولت ها، به نشر این ایده بکوشد و اکنون این زحمات او به ثمر نشسته است.

    در سال 2006 این تلاش ها چهره خود را خوب نشان داد، در میانه جنگ داخلی به مدد این روز صلح، کمک رسانان بین المللی موفق شدند که به قسمت جنوبی و جنگ زده سودان، غذا برسانند، در سال 2007، بیش از یکصد میلیون نفر در سرتاسر دنیا، در برگزاری این روز، همیاری نمودند. در افغانستان و در پی اینکه طالبان به این روز وفادار ماندند، نیروهای بین المللی موفق شدند که بیش از یک میلیون و چهارصد هزار کودک را واکسینه کنند.

    شخصیت های بزرگی چون عالیجناب دالایی لاما و یا سیاستمدارانی چون کوفی عنان و یا دبیر کل اتحادیه عرب یا نخست وزیر اسراییل نیز جز حمایت کنندگان از این روز هستند.

    پاسخحذف

تمام نظرات را می‌‌خوانم و اگر سخن تازه‌ای باشد، پاسخ می‌‌دهم. تنها خط قرمز "خورشید نشان"، ناسزا گویی و آوردن واژگان توهین آمیز است که با پوزش بسیار، حذف می‌‌شوند; و بجز آن، پذیرای هر اندیشهٔ مخالفی هستم. از خوانندگان گرامی‌ خواهش می‌‌کنم که از باز کردن "لینک" هایی که در بخش گفتمان‌ و بوسیلهٔ کاربران ناشناس گذشته شده است خود داری کنند که برخی‌ از آنها مشکوک به آلودگی "تروجان" و "بد افزار" هستند!